scotches

[ایالات متحده]/ˈskɒtʃɪz/
[بریتانیا]/ˈskɑːtʃɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. زخم‌ها یا نشانه‌ها; موانع برای جلوگیری از حرکت چرخ
v. متوقف کردن یا سرکوب کردن

عبارات و ترکیب‌ها

scotches the rumor

رد شایعه

scotches the plan

رد طرح

scotches the idea

رد ایده

scotches the threat

رد تهدید

scotches the story

رد داستان

scotches the proposal

رد پیشنهاد

scotches the claim

رد ادعا

scotches the conflict

رد منازعه

scotches the debate

رد بحث

scotches the speculation

رد حدس و گمان

جملات نمونه

he scotches the rumor before it spreads.

او شایعه را قبل از انتشار آن متوقف می‌کند.

the manager scotches any doubts about the project.

مدیر هرگونه تردید در مورد پروژه را از بین می‌برد.

she scotches the idea of working late.

او ایده کار کردن تا دیر وقت را متوقف می‌کند.

they scotches plans for the event due to bad weather.

آنها برنامه‌های رویداد را به دلیل آب و هوای نامناسب متوقف می‌کنند.

he quickly scotches the discussion about budget cuts.

او به سرعت بحث در مورد کاهش بودجه را متوقف می‌کند.

the evidence scotches any possibility of a trial.

شواهد هرگونه احتمال برگزاری دادگاه را از بین می‌برد.

she scotches the idea of moving to another city.

او ایده نقل مکان به شهر دیگر را متوقف می‌کند.

the ceo scotches rumors of a merger.

مدیر عامل شایعات ادغام را متوقف می‌کند.

he scotches the notion that he is leaving the company.

او این ایده را که او شرکت را ترک می‌کند، متوقف می‌کند.

the teacher scotches any misconceptions about the subject.

معلم هرگونه تصورات غلط در مورد موضوع را از بین می‌برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید