dram

[ایالات متحده]/dræm/
[بریتانیا]/dræm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. درام
a. فنجان
a. مقدار کم
n. حافظه دسترسی تصادفی دینامیک

عبارات و ترکیب‌ها

single dram

یک درام

dram of whiskey

یک درام ویسکی

جملات نمونه

not a dram of compassion.

حتی ذره‌ای شفقت

took a dram of brandy.

یک جرعه برندی نوشید.

a wee dram to ward off the winter chill.

یک جرعه کوچک برای دور کردن سرما

" Stabilization of voltage limiter circuit for high-density DRAM's using pole-zero compensation " , IEICE Trans.Electron., vol.

" تثبیت مدار محدود کننده ولتاژ برای حافظه دسترسی تصادفی پویا با چگالی بالا با استفاده از جبران قطب صفر "، مجله الکترونیک IEEE

Dual damascene technology of Cu / low dielectric layer is introduced in this paper, andthis technology has been used in manufacturing DRAM and logic devices.

فناوری دماسکن دوگانه Cu / لایه دی الکتریک پایین در این مقاله معرفی شده است و این فناوری در ساخت DRAM و دستگاه های منطقی استفاده شده است.

I'll send to one in Mantua, where that same banish'd runagate doth live, shall give him such an unaccustom'd dram, that he shall soon keep Tybalt company: And then, I hope, thou wilt be satisfied.

من او را به یکی در مانتوا می فرستیم، جایی که همان فراری تبعید شده زندگی می کند، به او چنین جرعه ای غیر معمول می دهم که به زودی با تیمبالت همراه شود: و سپس، امیدوارم، تو راضی باشی.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید