scraggly hair
موهای نامرتب
scraggly beard
ریش نامرتب
scraggly dog
سگ نامرتب
scraggly tree
درخت نامرتب
scraggly plants
گیاهان نامرتب
scraggly clothes
لباسهای نامرتب
scraggly grass
چمن نامرتب
scraggly appearance
ظاهر نامرتب
scraggly outline
طرح نامرتب
scraggly edges
لبههای نامرتب
the scraggly dog wandered through the streets.
سگ درهم و نامرتب از میان خیابانها عبور کرد.
she trimmed the scraggly edges of her hair.
او لبههای نامرتب موهایش را مرتب کرد.
his scraggly beard made him look older.
روباه درهم و نامرتبش باعث میشد پیرتر به نظر برسد.
the garden was filled with scraggly weeds.
باغ پر از علفهای هرز درهم و نامرتب بود.
we found a scraggly cat hiding under the porch.
گربهای درهم و نامرتب را زیر ایوان پیدا کردیم.
his scraggly handwriting was hard to read.
خط درهم و نامرتبش خواندن را دشوار میکرد.
the scraggly tree stood alone on the hill.
درخت درهم و نامرتب تنها روی تپه ایستاده بود.
she wore a scraggly sweater that looked old.
او یک ژاکت درهم و نامرتب پوشیده بود که پیر به نظر میرسید.
the scraggly hair on her head needed a good brush.
موهای درهم و نامرتب روی سرش به یک برس خوب نیاز داشت.
he adopted a scraggly puppy from the shelter.
او یک توله سگ درهم و نامرتب را از پناهگاه به فرزندی پذیرفت.
scraggly hair
موهای نامرتب
scraggly beard
ریش نامرتب
scraggly dog
سگ نامرتب
scraggly tree
درخت نامرتب
scraggly plants
گیاهان نامرتب
scraggly clothes
لباسهای نامرتب
scraggly grass
چمن نامرتب
scraggly appearance
ظاهر نامرتب
scraggly outline
طرح نامرتب
scraggly edges
لبههای نامرتب
the scraggly dog wandered through the streets.
سگ درهم و نامرتب از میان خیابانها عبور کرد.
she trimmed the scraggly edges of her hair.
او لبههای نامرتب موهایش را مرتب کرد.
his scraggly beard made him look older.
روباه درهم و نامرتبش باعث میشد پیرتر به نظر برسد.
the garden was filled with scraggly weeds.
باغ پر از علفهای هرز درهم و نامرتب بود.
we found a scraggly cat hiding under the porch.
گربهای درهم و نامرتب را زیر ایوان پیدا کردیم.
his scraggly handwriting was hard to read.
خط درهم و نامرتبش خواندن را دشوار میکرد.
the scraggly tree stood alone on the hill.
درخت درهم و نامرتب تنها روی تپه ایستاده بود.
she wore a scraggly sweater that looked old.
او یک ژاکت درهم و نامرتب پوشیده بود که پیر به نظر میرسید.
the scraggly hair on her head needed a good brush.
موهای درهم و نامرتب روی سرش به یک برس خوب نیاز داشت.
he adopted a scraggly puppy from the shelter.
او یک توله سگ درهم و نامرتب را از پناهگاه به فرزندی پذیرفت.
Explore frequently searched vocabulary
Want to learn vocabulary more efficiently? Download the DictoGo app and enjoy more vocabulary memorization and review features!
Download DictoGo Now