| جمع | scratchpads |
scratchpad notes
یادداشتهای صفحه خراش
scratchpad feature
ویژگی صفحه خراش
scratchpad tool
ابزار صفحه خراش
scratchpad area
فضای صفحه خراش
scratchpad space
فضای صفحه خراش
scratchpad app
برنامه صفحه خراش
scratchpad window
پنجره صفحه خراش
scratchpad layout
چیدمان صفحه خراش
scratchpad document
سند صفحه خراش
scratchpad design
طراحی صفحه خراش
she used a scratchpad to jot down her ideas.
او از یک یادداشتبردار برای یادداشت کردن ایدههایش استفاده کرد.
the programmer kept a scratchpad for quick notes.
برنامهنویس برای یادداشتهای سریع یک یادداشتبردار نگه داشت.
he filled his scratchpad with sketches of the new project.
او یادداشتبردار خود را با طرحهایی از پروژه جدید پر کرد.
during the meeting, she referred to her scratchpad frequently.
در طول جلسه، او اغلب به یادداشتبردار خود اشاره کرد.
my scratchpad is full of reminders for the week.
یادداشتبردار من پر از یادآوری برای هفته است.
he always keeps a scratchpad by his side while working.
او همیشه در حالی که کار میکند، یک یادداشتبردار در کنارش نگه میدارد.
the teacher encouraged students to use a scratchpad for math problems.
معلم از دانشآموزان خواست تا از یک یادداشتبردار برای حل مسائل ریاضی استفاده کنند.
after brainstorming, they reviewed their scratchpad notes.
پس از بارش فکری، آنها یادداشتهای یادداشتبردار خود را بررسی کردند.
her scratchpad was filled with phone numbers and addresses.
یادداشتبردار او پر از شماره تلفن و آدرس بود.
he often uses a scratchpad to organize his thoughts.
او اغلب از یک یادداشتبردار برای سازماندهی افکار خود استفاده میکند.
scratchpad notes
یادداشتهای صفحه خراش
scratchpad feature
ویژگی صفحه خراش
scratchpad tool
ابزار صفحه خراش
scratchpad area
فضای صفحه خراش
scratchpad space
فضای صفحه خراش
scratchpad app
برنامه صفحه خراش
scratchpad window
پنجره صفحه خراش
scratchpad layout
چیدمان صفحه خراش
scratchpad document
سند صفحه خراش
scratchpad design
طراحی صفحه خراش
she used a scratchpad to jot down her ideas.
او از یک یادداشتبردار برای یادداشت کردن ایدههایش استفاده کرد.
the programmer kept a scratchpad for quick notes.
برنامهنویس برای یادداشتهای سریع یک یادداشتبردار نگه داشت.
he filled his scratchpad with sketches of the new project.
او یادداشتبردار خود را با طرحهایی از پروژه جدید پر کرد.
during the meeting, she referred to her scratchpad frequently.
در طول جلسه، او اغلب به یادداشتبردار خود اشاره کرد.
my scratchpad is full of reminders for the week.
یادداشتبردار من پر از یادآوری برای هفته است.
he always keeps a scratchpad by his side while working.
او همیشه در حالی که کار میکند، یک یادداشتبردار در کنارش نگه میدارد.
the teacher encouraged students to use a scratchpad for math problems.
معلم از دانشآموزان خواست تا از یک یادداشتبردار برای حل مسائل ریاضی استفاده کنند.
after brainstorming, they reviewed their scratchpad notes.
پس از بارش فکری، آنها یادداشتهای یادداشتبردار خود را بررسی کردند.
her scratchpad was filled with phone numbers and addresses.
یادداشتبردار او پر از شماره تلفن و آدرس بود.
he often uses a scratchpad to organize his thoughts.
او اغلب از یک یادداشتبردار برای سازماندهی افکار خود استفاده میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید