scratchy

[ایالات متحده]/'skrætʃɪ/
[بریتانیا]/'skrætʃi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. صدای جیرجیر یا خش خش تولید می‌کند، خشن، شتاب‌زده، موقتی، ناهموار.

عبارات و ترکیب‌ها

scratchy throat

گلودرد خشن

scratchy voice

صدای خشن

scratchy fabric

پارچه زبر

scratchy material

مواد زبر

جملات نمونه

a scratchy voice; a scratchy record.

صدای خش‌دار؛ صفحه خش‌دار

a rough, scratchy blanket.

یک پتو زبر و خراشی.

a scratchy ink sketch of a man on horseback.

یک طرح جوهر قلم‌مو با خطوط خش‌دار از یک مرد سوار بر اسب.

played a scratchy stroke.

یک ضربه خش‌دار انجام داد.

she dropped her voice to a scratchy whis-per.

صدای او به زمزمه خش‌داری کاهش یافت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید