screaked loudly
به شدت جیغ زد
screaked open
به طور ناگهانی باز شد
screaked shut
به طور ناگهانی بسته شد
screaked in pain
درد به گوش رسید
screaked softly
به آرامی جیغ زد
screaked with fear
از ترس جیغ زد
screaked slightly
کمی جیغ زد
screaked at night
در شب جیغ زد
screaked in surprise
از تعجب جیغ زد
screaked in delight
از خوشحالی جیغ زد
the old door screaked loudly when i opened it.
در قدیمی با صدای بلند هنگام باز کردن آن، جیغ کشید.
as the chair screaked, everyone turned to look.
همانطور که صندلی جیغ می کشید، همه برای نگاه کردن چرخیدند.
the floorboards screaked under my weight.
کفپوشها زیر وزن من جیغ میکشیدند.
she screaked in surprise when the dog jumped at her.
وقتی سگ به سمتش پرید، او از تعجب جیغ زد.
the rusty swing screaked as the children played.
همانطور که بچهها بازی میکردند، تاب زنگزدیده جیغ میکشید.
he screaked with joy when he saw his friends.
وقتی دوستانش را دید، از خوشحالی جیغ زد.
the hinges screaked, indicating it needed oil.
لولاها جیغ میکشیدند و نشان میداد که به روغن نیاز دارد.
the car's brakes screaked when i pressed down hard.
وقتی با تمام قدرت فشار دادم، ترمزهای ماشین جیغ کشیدند.
every time he moved, the bed screaked.
هر بار که حرکت میکرد، تخت جیغ میکشید.
the metal gate screaked as it swung open.
همانطور که باز شد، دروازه فلزی جیغ کشید.
screaked loudly
به شدت جیغ زد
screaked open
به طور ناگهانی باز شد
screaked shut
به طور ناگهانی بسته شد
screaked in pain
درد به گوش رسید
screaked softly
به آرامی جیغ زد
screaked with fear
از ترس جیغ زد
screaked slightly
کمی جیغ زد
screaked at night
در شب جیغ زد
screaked in surprise
از تعجب جیغ زد
screaked in delight
از خوشحالی جیغ زد
the old door screaked loudly when i opened it.
در قدیمی با صدای بلند هنگام باز کردن آن، جیغ کشید.
as the chair screaked, everyone turned to look.
همانطور که صندلی جیغ می کشید، همه برای نگاه کردن چرخیدند.
the floorboards screaked under my weight.
کفپوشها زیر وزن من جیغ میکشیدند.
she screaked in surprise when the dog jumped at her.
وقتی سگ به سمتش پرید، او از تعجب جیغ زد.
the rusty swing screaked as the children played.
همانطور که بچهها بازی میکردند، تاب زنگزدیده جیغ میکشید.
he screaked with joy when he saw his friends.
وقتی دوستانش را دید، از خوشحالی جیغ زد.
the hinges screaked, indicating it needed oil.
لولاها جیغ میکشیدند و نشان میداد که به روغن نیاز دارد.
the car's brakes screaked when i pressed down hard.
وقتی با تمام قدرت فشار دادم، ترمزهای ماشین جیغ کشیدند.
every time he moved, the bed screaked.
هر بار که حرکت میکرد، تخت جیغ میکشید.
the metal gate screaked as it swung open.
همانطور که باز شد، دروازه فلزی جیغ کشید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید