screeched

[ایالات متحده]/skriːtʃt/
[بریتانیا]/skriːtʃt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته‌ی participle از screech; صدای خشن و تیز تولید کردن; به‌طور بلند فریاد زدن

عبارات و ترکیب‌ها

screeched loudly

به شدت جیغ زد

screeched in pain

دردانه جیغ زد

screeched with joy

از خوشحالی جیغ زد

screeched at me

به من جیغ زد

screeched suddenly

ناگهان جیغ زد

screeched away

جیغ زد و دور شد

screeched in terror

از ترس جیغ زد

screeched for help

برای کمک جیغ زد

جملات نمونه

the car screeched to a halt just in time.

ماشین درست به موقع به صدا افتاد و متوقف شد.

she screeched with joy when she saw the surprise party.

وقتی مهمانی غافلگیری را دید، با خوشحالی جیغ زد.

the tires screeched as the driver took a sharp turn.

وقتی راننده یک گردش تند زد، لاستیک‌ها جیغ کشیدند.

he screeched in fear when the roller coaster dropped.

وقتی قطار کوستر افتاد، از ترس جیغ زد.

the children screeched with excitement at the carnival.

بچه ها با هیجان در سیرک جیغ می زدند.

she screeched at the top of her lungs during the concert.

او در طول کنسرت با تمام وجود جیغ زد.

the brakes screeched, warning the pedestrians to move aside.

ترمزها جیغ کشیدند و به عابران پیاده هشدار دادند که کنار بروند.

he screeched in delight when he won the game.

وقتی بازی را برد، از خوشحالی جیغ زد.

the bird screeched loudly, startling everyone nearby.

پرنده با صدای بلند جیغ زد و همه افراد نزدیک را بترساند.

as the train approached, it screeched against the tracks.

همانطور که قطار نزدیک می شد، در برابر ریل ها جیغ می کشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید