squawking

[ایالات متحده]/ˈskwɔːkɪŋ/
[بریتانیا]/ˈskwɔːkɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. تولید یک صدای خشن یا ناموزون؛ جیک جیک کردن یا ایجاد یک صدای بلند

عبارات و ترکیب‌ها

squawking bird

پرنده جیغ‌جیغو

squawking noise

صدای جیغ‌جیغو

squawking parrot

طوطوی جیغ‌جیغو

squawking duck

اردک جیغ‌جیغو

squawking baby

نوزاد جیغ‌جیغو

squawking voice

صدای جیغ‌جیغو

squawking sound

صداي جيغ‌جيغو

squawking chicken

مرغ جیغ‌جیغو

squawking seagull

چلغونای جیغ‌جیغو

squawking crow

کلاغ جیغ‌جیغو

جملات نمونه

the parrot was squawking loudly in its cage.

طوطی به شدت در قفس خود قارقار می‌کرد.

she couldn't concentrate because of the squawking birds outside.

به دلیل پرندگان قارقارکننده بیرون، او نمی‌توانست تمرکز کند.

the children laughed at the squawking duck in the pond.

کودکان به اردک قارقارکننده در برکه خندیدند.

he was squawking about the unfair treatment he received.

او در مورد رفتار ناعادلانه‌ای که دریافت کرده بود، قارقار می‌کرد.

the squawking of the geese signaled the arrival of spring.

قارقار غازها نشان‌دهنده شروع بهار بود.

as the storm approached, the crows began squawking nervously.

همانطور که طوفان نزدیک می‌شد، کلاغ‌ها به طور عصبی شروع به قارقار کردند.

she could hear the squawking of the seagulls from the beach.

او می‌توانست صدای قارقارچه‌های دریایی را از ساحل بشنود.

the squawking noise was disturbing the entire neighborhood.

صدای قارقار کل محله را آزار می‌داد.

during the meeting, he was squawking about his ideas.

در طول جلسه، او در مورد ایده‌های خود قارقار می‌کرد.

the kids loved imitating the squawking sounds of the chickens.

کودکان عاشق تقلید از صدای قارقار مرغ‌ها بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید