scrimshanking away
در حال انجام کارهای غیررسمی
scrimshanking on duty
در حال انجام کارهای غیررسمی در زمان کاری
scrimshanking the task
در حال انجام غیررسمی وظیفه
scrimshanking from work
در حال انجام کارهای غیررسمی خارج از محل کار
scrimshanking during hours
در حال انجام کارهای غیررسمی در ساعات کاری
scrimshanking in meetings
در حال انجام کارهای غیررسمی در جلسات
scrimshanking responsibilities
در حال انجام غیررسمی مسئولیتها
scrimshanking the project
در حال انجام غیررسمی پروژه
scrimshanking the deadline
در حال انجام غیررسمی مهلت
scrimshanking the review
در حال انجام غیررسمی بررسی
he was scrimshanking during the meeting instead of paying attention.
او در طول جلسه به جای توجه کردن مشغول به انجام کارهای غیرمرتبط بود.
scrimshanking can lead to missed deadlines and poor performance.
انجام کارهای غیرمرتبط میتواند منجر به از دست دادن مهلتها و عملکرد ضعیف شود.
she noticed her colleague scrimshanking instead of working on the project.
او متوجه شد که همکارش به جای کار روی پروژه مشغول به انجام کارهای غیرمرتبط است.
scrimshanking is often a sign of disengagement in the workplace.
انجام کارهای غیرمرتبط اغلب نشانهای از بیعلاقگی در محیط کار است.
the manager addressed the issue of scrimshanking among the team.
مدیر به موضوع انجام کارهای غیرمرتبط در بین اعضای تیم رسیدگی کرد.
he was caught scrimshanking instead of completing his tasks.
او در حالی که باید وظایف خود را انجام میداد، در حال انجام کارهای غیرمرتبط دیده شد.
scrimshanking can affect team morale and productivity.
انجام کارهای غیرمرتبط میتواند بر روحیه و بهرهوری تیم تأثیر بگذارد.
instead of scrimshanking, she decided to focus on her goals.
به جای انجام کارهای غیرمرتبط، او تصمیم گرفت بر روی اهداف خود تمرکز کند.
scrimshanking during work hours can lead to disciplinary action.
انجام کارهای غیرمرتبط در ساعات کاری میتواند منجر به اقدامات انضباطی شود.
he realized that scrimshanking was not a sustainable approach to his job.
او متوجه شد که انجام کارهای غیرمرتبط یک رویکرد پایدار برای شغلش نیست.
scrimshanking away
در حال انجام کارهای غیررسمی
scrimshanking on duty
در حال انجام کارهای غیررسمی در زمان کاری
scrimshanking the task
در حال انجام غیررسمی وظیفه
scrimshanking from work
در حال انجام کارهای غیررسمی خارج از محل کار
scrimshanking during hours
در حال انجام کارهای غیررسمی در ساعات کاری
scrimshanking in meetings
در حال انجام کارهای غیررسمی در جلسات
scrimshanking responsibilities
در حال انجام غیررسمی مسئولیتها
scrimshanking the project
در حال انجام غیررسمی پروژه
scrimshanking the deadline
در حال انجام غیررسمی مهلت
scrimshanking the review
در حال انجام غیررسمی بررسی
he was scrimshanking during the meeting instead of paying attention.
او در طول جلسه به جای توجه کردن مشغول به انجام کارهای غیرمرتبط بود.
scrimshanking can lead to missed deadlines and poor performance.
انجام کارهای غیرمرتبط میتواند منجر به از دست دادن مهلتها و عملکرد ضعیف شود.
she noticed her colleague scrimshanking instead of working on the project.
او متوجه شد که همکارش به جای کار روی پروژه مشغول به انجام کارهای غیرمرتبط است.
scrimshanking is often a sign of disengagement in the workplace.
انجام کارهای غیرمرتبط اغلب نشانهای از بیعلاقگی در محیط کار است.
the manager addressed the issue of scrimshanking among the team.
مدیر به موضوع انجام کارهای غیرمرتبط در بین اعضای تیم رسیدگی کرد.
he was caught scrimshanking instead of completing his tasks.
او در حالی که باید وظایف خود را انجام میداد، در حال انجام کارهای غیرمرتبط دیده شد.
scrimshanking can affect team morale and productivity.
انجام کارهای غیرمرتبط میتواند بر روحیه و بهرهوری تیم تأثیر بگذارد.
instead of scrimshanking, she decided to focus on her goals.
به جای انجام کارهای غیرمرتبط، او تصمیم گرفت بر روی اهداف خود تمرکز کند.
scrimshanking during work hours can lead to disciplinary action.
انجام کارهای غیرمرتبط در ساعات کاری میتواند منجر به اقدامات انضباطی شود.
he realized that scrimshanking was not a sustainable approach to his job.
او متوجه شد که انجام کارهای غیرمرتبط یک رویکرد پایدار برای شغلش نیست.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید