art sculpturing
مجسمهسازی هنری
clay sculpturing
مجسمهسازی با خاک رس
stone sculpturing
مجسمهسازی با سنگ
wood sculpturing
مجسمهسازی با چوب
figurative sculpturing
مجسمهسازی چهرهنگار
abstract sculpturing
مجسمهسازی انتزاعی
digital sculpturing
مجسمهسازی دیجیتال
metal sculpturing
مجسمهسازی با فلز
environmental sculpturing
مجسمهسازی محیطی
public sculpturing
مجسمهسازی عمومی
she enjoys sculpturing in her free time.
او از مجسمهسازی در اوقات فراغت خود لذت میبرد.
sculpturing requires both patience and skill.
مجسمهسازی به صبر و مهارت نیاز دارد.
he is taking a class on sculpturing techniques.
او در حال گذراندن یک کلاس در مورد تکنیکهای مجسمهسازی است.
the artist specializes in sculpturing abstract forms.
هنرمند در مجسمهسازی فرمهای انتزاعی تخصص دارد.
they are sculpturing a statue for the town square.
آنها در حال مجسمهسازی یک مجسمه برای میدان شهر هستند.
sculpturing can be a therapeutic activity.
مجسمهسازی میتواند یک فعالیت درمانی باشد.
she dreams of sculpturing a life-size figure.
او رویای مجسمهسازی یک مجسمه تمامعیار را دارد.
his passion for sculpturing started at a young age.
اشتیاق او به مجسمهسازی از سن جوانی شروع شد.
they visited a museum showcasing modern sculpturing.
آنها از موزهای بازدید کردند که مجسمهسازی مدرن را به نمایش میگذاشت.
learning sculpturing can enhance your creativity.
یادگیری مجسمهسازی میتواند خلاقیت شما را افزایش دهد.
art sculpturing
مجسمهسازی هنری
clay sculpturing
مجسمهسازی با خاک رس
stone sculpturing
مجسمهسازی با سنگ
wood sculpturing
مجسمهسازی با چوب
figurative sculpturing
مجسمهسازی چهرهنگار
abstract sculpturing
مجسمهسازی انتزاعی
digital sculpturing
مجسمهسازی دیجیتال
metal sculpturing
مجسمهسازی با فلز
environmental sculpturing
مجسمهسازی محیطی
public sculpturing
مجسمهسازی عمومی
she enjoys sculpturing in her free time.
او از مجسمهسازی در اوقات فراغت خود لذت میبرد.
sculpturing requires both patience and skill.
مجسمهسازی به صبر و مهارت نیاز دارد.
he is taking a class on sculpturing techniques.
او در حال گذراندن یک کلاس در مورد تکنیکهای مجسمهسازی است.
the artist specializes in sculpturing abstract forms.
هنرمند در مجسمهسازی فرمهای انتزاعی تخصص دارد.
they are sculpturing a statue for the town square.
آنها در حال مجسمهسازی یک مجسمه برای میدان شهر هستند.
sculpturing can be a therapeutic activity.
مجسمهسازی میتواند یک فعالیت درمانی باشد.
she dreams of sculpturing a life-size figure.
او رویای مجسمهسازی یک مجسمه تمامعیار را دارد.
his passion for sculpturing started at a young age.
اشتیاق او به مجسمهسازی از سن جوانی شروع شد.
they visited a museum showcasing modern sculpturing.
آنها از موزهای بازدید کردند که مجسمهسازی مدرن را به نمایش میگذاشت.
learning sculpturing can enhance your creativity.
یادگیری مجسمهسازی میتواند خلاقیت شما را افزایش دهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید