seaview

[ایالات متحده]/ˈsiːvjuː/
[بریتانیا]/ˈsiːvjuː/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نماي دريا؛ چشم‌انداز دريايي؛ نقاشي دريايي

عبارات و ترکیب‌ها

seaview room

اتاق با منظره دریا

seaview villa

ویلا با منظره دریا

seaview restaurant

رستوران با منظره دریا

seaview balcony

بالکن با منظره دریا

seaview suite

سوییت با منظره دریا

seaview property

ملک با منظره دریا

seaview hotel

هتل با منظره دریا

seaview apartment

آپارتمان با منظره دریا

seaview terrace

تراس با منظره دریا

seaview lounge

سالن استراحت با منظره دریا

جملات نمونه

we booked a hotel with a stunning seaview.

ما هتلی با منظره دریا خیره‌کننده رزرو کردیم.

the seaview from the balcony is breathtaking.

منظره دریا از بالکن نفس‌گیر است.

they enjoyed their breakfast while admiring the seaview.

آنها در حالی که به منظره دریا نگاه می‌کردند، از صبحانه خود لذت بردند.

she loves painting landscapes with a seaview.

او عاشق نقاشی مناظر با منظره دریا است.

we spent the afternoon relaxing with a beautiful seaview.

ما بعد از ظهر را در کنار یک منظره دریا زیبا استراحت کردیم.

the seaview suite was worth every penny.

سوییت منظره دریا ارزش هر پنی را داشت.

he proposed to her with a romantic seaview backdrop.

او با پس‌زمینه منظره دریا عاشقانه از او خواستگاری کرد.

we took a long walk along the beach to enjoy the seaview.

ما برای لذت بردن از منظره دریا، پیاده‌روی طولانی در امتداد ساحل داشتیم.

the seaview at sunset is simply magical.

منظره دریا در هنگام غروب خورشید به سادگی جادویی است.

many tourists flock to the area for its stunning seaview.

بسیاری از گردشگران برای دیدن منظره دریا خیره‌کننده به این منطقه هجوم می‌آورند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید