seceder

[ایالات متحده]/sɪˈsiːdə/
[بریتانیا]/sɪˈsiːdər/

ترجمه

n. فردی که از یک سازمان یا اتحاد خارج می‌شود
Word Forms
جمعseceders

عبارات و ترکیب‌ها

seceder state

ایالت جداشده

seceder movement

جنبش جداشده

seceder group

گروه جداشده

seceder leader

رهبر جداشده

seceder territory

سرزمین جداشده

seceder faction

فاکشن جداشده

seceder rights

حقوق جداشدگان

seceder ideology

ایدئولوژی جداشده

seceder referendum

همه‌پرسی جداشده

seceder agreement

توافق جداشده

جملات نمونه

the seceder announced their decision to leave the union.

جدایی‌طلب اعلام کرد که تصمیم گرفته از اتحادیه جدا شود.

many viewed the seceder as a traitor to the cause.

بسیاری جدایی‌طلب را خائن به هدف می‌دیدند.

the seceder faced backlash from the community.

جدایی‌طلب با واکنش منفی از سوی جامعه روبرو شد.

as a seceder, they sought independence from the central government.

به عنوان یک جدایی‌طلب، آن‌ها به دنبال استقلال از دولت مرکزی بودند.

the seceder's actions sparked a heated debate.

اقدامات جدایی‌طلب باعث ایجاد یک بحث داغ شد.

some believe that the seceder had valid reasons for their actions.

برخی معتقدند که جدایی‌طلب دلایل موجهی برای اقدامات خود داشت.

the seceder rallied support from like-minded individuals.

جدایی‌طلب از افراد همفکر حمایت کرد.

in history, the seceder played a pivotal role in the conflict.

در طول تاریخ، جدایی‌طلب نقش مهمی در درگیری ایفا کرد.

the seceder's movement gained momentum over time.

جنبش جدایی‌طلب در طول زمان قدرت گرفت.

legal challenges arose against the seceder’s claims.

چالش‌های قانونی علیه ادعاهای جدایی‌طلب مطرح شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید