secondaire

[ایالات متحده]/səɡɔ̃dɛʁ/
[بریتانیا]/səˈɡɑːndɛr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. ثانویه؛ که پس از اولی قرار دارد یا از نظر اهمیت پس از آن است؛ از رتبه، سطح یا کیفیت متوسط؛ مربوط به آموزش متوسط یا مدرسه متوسطه
شکل‌های واژه

جملات نمونه

the secondary effects of the medication were mild.

عوارض ثانویه دارو خفیف بود.

her secondary education was completed in france.

آموزش متوسطه او در فرانسه کامل شد.

safety is our primary concern; cost is secondary.

امنیت اولویت اصلی ما است؛ هزینه اولویت ثانویه است.

the research data is stored on a secondary drive.

داده های تحقیق در یک دیسک ثانویه ذخیره شده است.

he plays a secondary role in the management team.

او در تیم مدیریت نقش ثانویه ای دارد.

the painting has a vibrant secondary color palette.

این نقاشی دارای یک مجموعه رنگی ثانویه زنده است.

diabetes is a common secondary disease in this context.

دیابت در این مورد یک بیماری ثانویه رایج است.

we need to identify the secondary causes of the accident.

ما باید علل ثانویه حادثه را شناسایی کنیم.

secondary pollution is a major issue in urban areas.

آلودگی ثانویه یکی از مسائل اصلی در مناطق شهری است.

she teaches secondary school mathematics.

او ریاضیات مدرسه متوسطه را تدریس می کند.

oil and gas are examples of secondary energy sources.

نفت و گاز نمونه ای از منابع انرژی ثانویه هستند.

reading the news is a secondary source of information.

خواندن خبر، منبع ثانویه ای از اطلاعات است.

the primary road is closed, so take a secondary road.

جاده اصلی بسته است، بنابراین یک جاده ثانویه را انتخاب کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید