sectarian violence
خشونتهای فرقهای
sectarian conflict
درگیریهای فرقهای
guard against sectarian tendencies
در برابر گرایش های طایفه ای مراقب باشید.
the sectarian Bolshevism advocated by Moscow.
بُلشویسم فرقهای که توسط مسکو تبلیغ میشد.
among the sectarian offshoots of Ismailism were the Druze of Lebanon.
در میان شاخه های فرقهای اسماعیلگرایی، دروزیهای لبنان بودند.
they are believed to be responsible for the recent sectarian killings of Catholics.
آنها به گرداندن مسئولیت قتل و عام کردن اخیر کاتولیکها مشکوک هستند.
sectarian violence erupted in the region
خشونتهای فرقهای در منطقه شعلهور شد.
The country is torn apart by sectarian conflicts
این کشور توسط منازعات فرقهای از هم گسیخته شده است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید