secularizes

[ایالات متحده]/ˈsɛkjʊləraɪzɪz/
[بریتانیا]/ˈsɛkjəˌlaɪzɪz/

ترجمه

v. چیزی را سکولار کردن؛ حذف تأثیرات مذهبی

عبارات و ترکیب‌ها

secularizes society

سکولاریزه کردن جامعه

secularizes culture

سکولاریزه کردن فرهنگ

secularizes education

سکولاریزه کردن آموزش

secularizes religion

سکولاریزه کردن دین

secularizes belief

سکولاریزه کردن باور

secularizes values

سکولاریزه کردن ارزش‌ها

secularizes norms

سکولاریزه کردن هنجارها

secularizes politics

سکولاریزه کردن سیاست

secularizes traditions

سکولاریزه کردن سنت‌ها

secularizes institutions

سکولاریزه کردن نهادها

جملات نمونه

the new law secularizes many religious practices in public schools.

قانون جدید بسیاری از اعمال مذهبی را در مدارس دولتی سکولاریزه می‌کند.

secularizes the curriculum to promote inclusivity.

برای ترویج فراگیری، برنامه درسی را سکولاریزه می‌کند.

the government secularizes funding for religious organizations.

دولت بودجه سازمان‌های مذهبی را سکولاریزه می‌کند.

he argues that secularizes society benefits everyone.

او استدلال می‌کند که سکولاریزه کردن جامعه به نفع همه است.

secularizes the debate by removing religious bias.

با حذف تعصبات مذهبی، بحث را سکولاریزه می‌کند.

the movement aims to secularizes public life.

جنبش هدف خود را سکولاریزه کردن زندگی عمومی قرار داده است.

secularizes the symbols used in government buildings.

نمادهای مورد استفاده در ساختمان‌های دولتی را سکولاریزه می‌کند.

she believes that secularizes education is essential for progress.

او معتقد است که سکولاریزه کردن آموزش برای پیشرفت ضروری است.

secularizes religious holidays to make them more inclusive.

تعطیلات مذهبی را سکولاریزه می‌کند تا فراگیرتر شوند.

the artist secularizes traditional themes in his work.

هنرمند مضامین سنتی را در آثار خود سکولاریزه می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید