| جمع | sedulities |
great sedulity
عمل شبانه روزی بزرگ
evident sedulity
عمل شبانه روزی آشکار
remarkable sedulity
عمل شبانه روزی قابل توجه
unwavering sedulity
عمل شبانه روزی استوار
true sedulity
عمل شبانه روزی واقعی
sedulity pays
عمل شبانه روزی نتیجه می دهد
sedulity leads
عمل شبانه روزی هدایت می کند
sedulity matters
عمل شبانه روزی مهم است
sedulity thrives
عمل شبانه روزی شکوفا می شود
sedulity rewards
عمل شبانه روزی پاداش می دهد
her sedulity in studying for the exam paid off.
تلاش او در مطالعه برای امتحان نتیجه داد.
the team's sedulity led them to victory.
تلاش تیم آنها را به پیروزی رساند.
he approached his work with great sedulity.
او با جدیت فراوان به کار خود پرداخت.
her sedulity impressed her colleagues.
تلاش او همکارانش را تحت تاثیر قرار داد.
with sedulity, he completed the project ahead of schedule.
با جدیت، او پروژه را زودتر از موعد مقرر به اتمام رساند.
the student's sedulity was evident in his grades.
تلاش دانش آموز در نمرات او آشکار بود.
she managed her time with sedulity to balance work and study.
او زمان خود را با جدیت مدیریت کرد تا تعادلی بین کار و تحصیل برقرار کند.
his sedulity in training resulted in a remarkable performance.
تلاش او در تمرین منجر به عملکردی چشمگیر شد.
the sedulity of the researchers led to groundbreaking discoveries.
تلاش محققان منجر به کشفهای پیشگامانه شد.
they admired her sedulity in pursuing her goals.
آنها تلاش او در دستیابی به اهدافش را تحسین کردند.
great sedulity
عمل شبانه روزی بزرگ
evident sedulity
عمل شبانه روزی آشکار
remarkable sedulity
عمل شبانه روزی قابل توجه
unwavering sedulity
عمل شبانه روزی استوار
true sedulity
عمل شبانه روزی واقعی
sedulity pays
عمل شبانه روزی نتیجه می دهد
sedulity leads
عمل شبانه روزی هدایت می کند
sedulity matters
عمل شبانه روزی مهم است
sedulity thrives
عمل شبانه روزی شکوفا می شود
sedulity rewards
عمل شبانه روزی پاداش می دهد
her sedulity in studying for the exam paid off.
تلاش او در مطالعه برای امتحان نتیجه داد.
the team's sedulity led them to victory.
تلاش تیم آنها را به پیروزی رساند.
he approached his work with great sedulity.
او با جدیت فراوان به کار خود پرداخت.
her sedulity impressed her colleagues.
تلاش او همکارانش را تحت تاثیر قرار داد.
with sedulity, he completed the project ahead of schedule.
با جدیت، او پروژه را زودتر از موعد مقرر به اتمام رساند.
the student's sedulity was evident in his grades.
تلاش دانش آموز در نمرات او آشکار بود.
she managed her time with sedulity to balance work and study.
او زمان خود را با جدیت مدیریت کرد تا تعادلی بین کار و تحصیل برقرار کند.
his sedulity in training resulted in a remarkable performance.
تلاش او در تمرین منجر به عملکردی چشمگیر شد.
the sedulity of the researchers led to groundbreaking discoveries.
تلاش محققان منجر به کشفهای پیشگامانه شد.
they admired her sedulity in pursuing her goals.
آنها تلاش او در دستیابی به اهدافش را تحسین کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید