seethe

[ایالات متحده]/siːð/
[بریتانیا]/sið/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. جوشیدن یا کف کردن گویی که در حال هم زدن است، احساس خشم شدید کردن.
Word Forms
شکل سوم شخص مفردseethes
زمان گذشتهseethed
صفت یا فعل حال استمراریseething
قسمت سوم فعلseethed
جمعseethes

عبارات و ترکیب‌ها

seethe with anger

خشمگین شدن

seethe with frustration

تحمل ناراحتی کردن

seethe with jealousy

از حسادت جوشیدن

seethe with resentment

از کینه جوشیدن

جملات نمونه

the village seethed with life.

دهکده مملو از زندگی به جوش و خروش درآمد.

Water seethed in the caldron.

آب در دیگ به جوش آمد.

The nation seethed with suppressed revolutionary activity.

ملت مملو از فعالیت‌های انقلابی سرکوب‌شده به جوش و خروش درآمد.

Water seethes under the falls.

آب زیر آبشار به جوش می‌آید.

The waves seethed around the rocks.

امواج در اطراف صخره‌ها به جوش و خروش درآمدند.

He seethed with rage as the train left without him.

او با خشم به جوش آمد وقتی قطار بدون او رفت.

others were cut into joints and seethed in cauldrons made of the animal's own skins.

دیگران به تکه های جدا شده تقسیم شده و در دیگ هایی که از پوست خود حیوان ساخته شده بود، پخته شدند.

we cascaded down the stairs and seethed across the station.

ما از پله ها پایین رفتیم و از ایستگاه عبور کردیم.

I seethed with anger over the insult.See Synonyms at boil 1

من از توهین با خشم به جوش آمدم. به مترادف‌ها در جوش 1 مراجعه کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید