segway

[ایالات متحده]/ˈseɡweɪ/
[بریتانیا]/ˈsɛɡweɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک نام برند برای یک حمل و نقل شخصی دو چرخ خود متوازن کننده
شکل‌های واژه
جمعsegways

عبارات و ترکیب‌ها

segway tour

تور سگواگی

segway accident

حادثه سگواگی

segway rider

راننده سگواگی

segway rental

اجاره سگواگی

segway business

کسب و کار سگواگی

segway industry

صنعت سگواگی

segway technology

فناوری سگواگی

segway device

دستگاه سگواگی

segway inventor

خالق سگواگی

segway ride

ریزش سگواگی

جملات نمونه

he used a funny joke to segway into the next topic.

او یک جوک مضحکه‌انگیز را برای ورود به مبحث بعدی استفاده کرد.

let's segway back to our original plan for a moment.

برای لحظه‌ای به برنامه اصلی ما بازگردیم.

the author uses this event to segway into the second act.

نویسنده از این رویداد برای ورود به فصل دوم استفاده می‌کند.

she managed to segway from discussing sports to politics.

او موفق شد از بحث ورزش به سیاست تغییر کند.

i need a smooth segway to introduce the new speaker.

من نیاز به یک ورود سلیس برای معرفی سخنران جدید دارم.

the commercial provided a perfect segway into the news segment.

این تبلیغ یک ورود کامل به بخش خبر را فراهم کرد.

there was no logical segway between those two chapters.

بین این دو فصل هیچ ورود منطقی وجود نداشت.

can we segway into the issue regarding the budget?

آیا می‌توانیم به موضوع مربوط به بودجه وارد شویم؟

the host made an awkward segway to the sponsor message.

میزبان به پیام تبلیغاتی به طور نامناسب وارد شد.

this feature acts as a natural segway to the premium version.

این ویژگی به طور طبیعی به نسخه پریمیوم وارد می‌شود.

we should segway away from this controversial subject.

ما باید از این موضوع متنازعه دوری کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید