| جمع | selectwomen |
the selectwoman
انتخابکننده
selectwoman says
انتخابکننده میگوید
selectwoman elected
انتخابکننده انتخاب شده
selectwoman decides
انتخابکننده تصمیم میگیرد
selectwoman chooses
انتخابکننده انتخاب میکند
two selectwomen
دو انتخابکننده
selectwoman votes
انتخابکننده رأی میدهد
selectwoman chosen
انتخابکننده انتخاب شده
selectwoman role
نقش انتخابکننده
selectwoman duties
وظایف انتخابکننده
the selectwoman chaired the town meeting last night.
رئیس انتخاب شده شهر در جلسه انتخاباتی شب گذشته ریاست داشت.
residents voted to re-elect the selectwoman for another term.
سکونتهای محلی رای دادند تا رئیس انتخاب شده را برای دوره دیگر انتخاب کنند.
the board of selectmen appointed a new selectwoman on tuesday.
هیئت انتخاباتی رئیس جدید را در دوشنبه منصوب کرد.
first selectwoman jane doe signed the municipal budget.
رئیس اول جان دو مصوبات بودجه شهری را امضا کرد.
the selectwoman proposed a motion to lower property taxes.
رئیس انتخاب شده پیشنهادی برای کاهش مالیات ملکی ارائه کرد.
our selectwoman is currently reviewing the zoning regulations.
رئیس انتخاب شده ما در حال بررسی قوانین تقسیمبندی زمین است.
please contact the selectwoman regarding the road repair project.
لطفاً درباره پروژه تعمیر جاده با رئیس انتخاب شده تماس بگیرید.
the selectwoman attended the ribbon-cutting ceremony for the new library.
رئیس انتخاب شده در مراسم برش کردن ریبون کتابخانه جدید حضور یافت.
a former selectwoman has decided to run for state senate.
یکی از رئیسهای سابق تصمیم گرفته است تا در انتخابات سنا حضور یابد.
the selectwoman resigned from her position due to health reasons.
رئیس انتخاب شده به دلیل دلایل بهداشتی از پست خود استعفا داد.
each selectwoman is responsible for a specific district within the town.
هر رئیس انتخاب شده مسئول یک ناحیه خاص در شهر است.
the selectwoman answered questions from the public during the forum.
رئیس انتخاب شده در طول جلسه از سوالات عمومی پاسخ داد.
the selectwoman
انتخابکننده
selectwoman says
انتخابکننده میگوید
selectwoman elected
انتخابکننده انتخاب شده
selectwoman decides
انتخابکننده تصمیم میگیرد
selectwoman chooses
انتخابکننده انتخاب میکند
two selectwomen
دو انتخابکننده
selectwoman votes
انتخابکننده رأی میدهد
selectwoman chosen
انتخابکننده انتخاب شده
selectwoman role
نقش انتخابکننده
selectwoman duties
وظایف انتخابکننده
the selectwoman chaired the town meeting last night.
رئیس انتخاب شده شهر در جلسه انتخاباتی شب گذشته ریاست داشت.
residents voted to re-elect the selectwoman for another term.
سکونتهای محلی رای دادند تا رئیس انتخاب شده را برای دوره دیگر انتخاب کنند.
the board of selectmen appointed a new selectwoman on tuesday.
هیئت انتخاباتی رئیس جدید را در دوشنبه منصوب کرد.
first selectwoman jane doe signed the municipal budget.
رئیس اول جان دو مصوبات بودجه شهری را امضا کرد.
the selectwoman proposed a motion to lower property taxes.
رئیس انتخاب شده پیشنهادی برای کاهش مالیات ملکی ارائه کرد.
our selectwoman is currently reviewing the zoning regulations.
رئیس انتخاب شده ما در حال بررسی قوانین تقسیمبندی زمین است.
please contact the selectwoman regarding the road repair project.
لطفاً درباره پروژه تعمیر جاده با رئیس انتخاب شده تماس بگیرید.
the selectwoman attended the ribbon-cutting ceremony for the new library.
رئیس انتخاب شده در مراسم برش کردن ریبون کتابخانه جدید حضور یافت.
a former selectwoman has decided to run for state senate.
یکی از رئیسهای سابق تصمیم گرفته است تا در انتخابات سنا حضور یابد.
the selectwoman resigned from her position due to health reasons.
رئیس انتخاب شده به دلیل دلایل بهداشتی از پست خود استعفا داد.
each selectwoman is responsible for a specific district within the town.
هر رئیس انتخاب شده مسئول یک ناحیه خاص در شهر است.
the selectwoman answered questions from the public during the forum.
رئیس انتخاب شده در طول جلسه از سوالات عمومی پاسخ داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید