self-organizing

[ایالات متحده]/[ˈself ˈɔː.ɡən.ɪ.zɪŋ]/
[بریتانیا]/[ˈself ˈɔːr.ɡən.ɪ.zɪŋ]/

ترجمه

adj. مربوط به یا نشان دادن توانایی یک سیستم برای به طور خودکار یک الگوی ساختار یافته یا نظم را تشکیل دادن بدون کنترل خارجی؛ توانایی خود به خود سازماندهی بدون راهنمایی خارجی.
n. یک سیستم یا فرآیند که به طور خودکار یک الگوی ساختار یافته یا نظم را تشکیل می‌دهد بدون کنترل خارجی.

عبارات و ترکیب‌ها

self-organizing systems

سیستم‌های خودسازمانده

self-organizing behavior

رفتار خودسازمانده

self-organizing map

نقشه خودسازمانده

self-organizing process

فرآیند خودسازمانده

self-organizing network

شبکه خودسازمانده

is self-organizing

خودسازمانده است

self-organizing principle

اصل خودسازمانده

self-organizing structure

ساختار خودسازمانده

self-organizing algorithm

الگوریتم خودسازمانده

جملات نمونه

the flock of birds exhibited self-organizing behavior as they changed direction.

گله پرندگان رفتار خود سازماندهی نشان دادند وقتی که جهت خود را تغییر دادند.

self-organizing systems can emerge complex patterns from simple interactions.

سیستم‌های خود سازماندهی می‌توانند الگوهای پیچیده را از تعاملات ساده ایجاد کنند.

we studied the self-organizing properties of ant colonies in the lab.

ما خواص خود سازماندهی کلونی‌های مورچه را در آزمایشگاه مطالعه کردیم.

the team used a self-organizing map to analyze customer data.

تیم از یک نقشه خود سازماندهی برای تحلیل داده‌های مشتری استفاده کرد.

self-organizing algorithms are useful for pattern recognition tasks.

الگوریتم‌های خود سازماندهی برای وظایف تشخیص الگو مفید هستند.

the city's infrastructure demonstrated a degree of self-organizing resilience.

بنیاد نهادهای شهر نشان داد که درجه‌ای از مقاومت خود سازماندهی دارد.

self-organizing networks can adapt to changing network conditions.

شبکه‌های خود سازماندهی می‌توانند به شرایط تغییر کننده شبکه سازگار شوند.

the researchers investigated self-organizing principles in social systems.

پژوهشگران اصول خود سازماندهی را در سیستم‌های اجتماعی مورد بررسی قرار دادند.

a self-organizing process led to the formation of the crystal structure.

فرآیند خود سازماندهی منجر به تشکیل ساختار بلور شد.

the software employed a self-organizing approach to resource allocation.

نرم‌افزار از رویکرد خود سازماندهی برای تخصیص منابع استفاده کرد.

we observed self-organizing behavior in the traffic flow on the highway.

ما رفتار خود سازماندهی را در جریان ترافیک روی جاده مشاهده کردیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید