semiautomatic weapon
سلاح نیمهخودکار
semiautomatic rifle
سلاح تفنگ نیمهخودکار
semiautomatic pistol
پistول نیمهخودکار
semiautomatic mode
حالت نیمهخودکار
semiautomatic firearm
سلاح گرم نیمهخودکار
semiautomatic operation
عملکرد نیمهخودکار
semiautomatic system
سیستم نیمهخودکار
semiautomatic loader
بارگذار نیمهخودکار
semiautomatic transmission
جعبه دنده نیمهخودکار
semiautomatic feature
ویژگی نیمهخودکار
the semiautomatic rifle is popular among sport shooters.
سلاح نیمهخودکار در بین تیراندازان ورزشی محبوب است.
he prefers a semiautomatic watch for its convenience.
او به دلیل راحتی، یک ساعت نیمهخودکار را ترجیح میدهد.
semiautomatic machines can improve production efficiency.
ماشینهای نیمهخودکار میتوانند کارایی تولید را بهبود بخشند.
many photographers use semiautomatic cameras for better control.
بسیاری از عکاسان از دوربینهای نیمهخودکار برای کنترل بهتر استفاده میکنند.
a semiautomatic system allows for manual adjustments.
یک سیستم نیمهخودکار امکان تنظیمات دستی را فراهم میکند.
she bought a semiautomatic espresso machine for her kitchen.
او یک دستگاه اسپرسو نیمهخودکار برای آشپزخانه خود خرید.
semiautomatic firearms require less skill than fully automatic ones.
سلاحهای آتشین نیمهخودکار به مهارت کمتری نسبت به سلاحهای خودکار نیاز دارند.
the factory upgraded to semiautomatic assembly lines.
کارخانه به خطوط تولید نیمهخودکار ارتقا یافت.
he enjoys the challenge of using a semiautomatic pistol.
او از چالش استفاده از یک مسلسل نیمهخودکار لذت میبرد.
semiautomatic tools are essential for modern manufacturing.
ابزارهای نیمهخودکار برای تولید مدرن ضروری هستند.
semiautomatic weapon
سلاح نیمهخودکار
semiautomatic rifle
سلاح تفنگ نیمهخودکار
semiautomatic pistol
پistول نیمهخودکار
semiautomatic mode
حالت نیمهخودکار
semiautomatic firearm
سلاح گرم نیمهخودکار
semiautomatic operation
عملکرد نیمهخودکار
semiautomatic system
سیستم نیمهخودکار
semiautomatic loader
بارگذار نیمهخودکار
semiautomatic transmission
جعبه دنده نیمهخودکار
semiautomatic feature
ویژگی نیمهخودکار
the semiautomatic rifle is popular among sport shooters.
سلاح نیمهخودکار در بین تیراندازان ورزشی محبوب است.
he prefers a semiautomatic watch for its convenience.
او به دلیل راحتی، یک ساعت نیمهخودکار را ترجیح میدهد.
semiautomatic machines can improve production efficiency.
ماشینهای نیمهخودکار میتوانند کارایی تولید را بهبود بخشند.
many photographers use semiautomatic cameras for better control.
بسیاری از عکاسان از دوربینهای نیمهخودکار برای کنترل بهتر استفاده میکنند.
a semiautomatic system allows for manual adjustments.
یک سیستم نیمهخودکار امکان تنظیمات دستی را فراهم میکند.
she bought a semiautomatic espresso machine for her kitchen.
او یک دستگاه اسپرسو نیمهخودکار برای آشپزخانه خود خرید.
semiautomatic firearms require less skill than fully automatic ones.
سلاحهای آتشین نیمهخودکار به مهارت کمتری نسبت به سلاحهای خودکار نیاز دارند.
the factory upgraded to semiautomatic assembly lines.
کارخانه به خطوط تولید نیمهخودکار ارتقا یافت.
he enjoys the challenge of using a semiautomatic pistol.
او از چالش استفاده از یک مسلسل نیمهخودکار لذت میبرد.
semiautomatic tools are essential for modern manufacturing.
ابزارهای نیمهخودکار برای تولید مدرن ضروری هستند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید