seminarist

[ایالات متحده]/ˈsɛmɪnərɪst/
[بریتانیا]/ˈsɛmɪnərɪst/

ترجمه

n. دانشجوی یک مدرسه دینی؛ دانشجوی یک کالج الهیاتی (بریتانیا)
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

dedicated seminarist

سمایناریست متعهد

aspiring seminarist

سمایناریست مشتاق

experienced seminarist

سمایناریست با تجربه

young seminarist

سمایناریست جوان

female seminarist

سمایناریست زن

senior seminarist

سمایناریست ارشد

seminarist community

جامعه سمایناریست

seminarist training

آموزش سمایناریست

seminarist program

برنامه سمایناریست

seminarist fellowship

همکاری سمایناریست

جملات نمونه

the seminarist prepared extensively for the upcoming conference.

سمناریست برای کنفرانس آینده به طور گسترده آماده شده بود.

as a seminarist, he often engages in deep discussions about theology.

به عنوان یک سمناریست، او اغلب در بحث های عمیق در مورد الهیات شرکت می کند.

the seminarist's presentation was well-received by the audience.

ارائه سمناریست با استقبال خوبی از سوی مخاطبان روبرو شد.

many seminarists travel to attend workshops and lectures.

بسیاری از سمناریست ها برای شرکت در کارگاه ها و سخنرانی ها سفر می کنند.

the seminarist took detailed notes during the lecture.

سمناریست در طول سخنرانی یادداشت های دقیقی تهیه کرد.

networking is essential for a seminarist in their field.

شبکه سازی برای یک سمناریست در زمینه خود ضروری است.

the seminarist shared valuable insights with the group.

سمناریست بینش های ارزشمندی با گروه به اشتراک گذاشت.

being a seminarist requires a commitment to lifelong learning.

بودن یک سمناریست مستلزم تعهد به یادگیری مادام العمر است.

the seminarist collaborated with peers on a research project.

سمناریست با همکاران در یک پروژه تحقیقاتی همکاری کرد.

feedback from the seminarist helped improve the curriculum.

بازخورد از سمناریست به بهبود برنامه درسی کمک کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید