sensitise

[ایالات متحده]/'sensitaiz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. حساس کردن (فیلم عکاسی) به نور.
شکل‌های واژه
قسمت سوم فعلsensitised
زمان گذشتهsensitised
صفت یا فعل حال استمراریsensitising
شکل سوم شخص مفردsensitises
جمعsensitises

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید