sensitised

[ایالات متحده]/ˈsɛnsɪtaɪzd/
[بریتانیا]/ˈsɛnəˌtaɪzd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. حساس کردن
vi. حساس شدن

عبارات و ترکیب‌ها

sensitised skin

پوست حساس شده

sensitised cells

سلول‌های حساس شده

sensitised response

پاسخ حساس شده

sensitised area

منطقه حساس شده

sensitised individuals

افراد حساس شده

sensitised environment

محیط حساس شده

sensitised tissues

بافت‌های حساس شده

sensitised patients

بیماران حساس شده

sensitised reactions

واکنش‌های حساس شده

sensitised surfaces

سطوح حساس شده

جملات نمونه

she has sensitised her team to the importance of deadlines.

او تیم خود را نسبت به اهمیت ضرب‌الاجل‌ها حساس کرده است.

the campaign aims to sensitise the public about environmental issues.

هدف این کمپین آگاه‌سازی مردم در مورد مسائل زیست‌محیطی است.

teachers should sensitise students to cultural diversity.

معلمین باید دانش‌آموزان را نسبت به تنوع فرهنگی حساس کنند.

he was sensitised to the risks of smoking after the health seminar.

پس از سمینار بهداشت، او نسبت به خطرات سیگار حساس شد.

the workshop is designed to sensitise participants to mental health issues.

این کارگاه برای آگاه‌سازی شرکت‌کنندگان در مورد مسائل بهداشت روان طراحی شده است.

we need to sensitise our customers about data privacy.

ما باید مشتریان خود را در مورد حریم خصوصی داده‌ها آگاه کنیم.

she sensitised her audience to the effects of climate change.

او مخاطبان خود را نسبت به اثرات تغییرات آب و هوایی حساس کرد.

it is crucial to sensitise children to bullying in schools.

بسیار مهم است که کودکان را نسبت به قلدری در مدارس حساس کنیم.

training sessions will sensitise employees to workplace safety.

جلسات آموزشی کارکنان را نسبت به ایمنی محیط کار حساس خواهد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید