to feel sentimentally attached to someone
احساس وابستگی عاطفی به کسی کردن
to reminisce sentimentally about the past
به طور عاطفی به گذشته فکر کردن
to write a sentimentally charged letter
نوشتن نامهای با بار عاطفی زیاد
to speak sentimentally about a lost loved one
به طور عاطفی در مورد یک عزیز از دست رفته صحبت کردن
to keep a sentimentally valuable item
نگهداری از یک وسیله ارزشمند از نظر عاطفی
to listen to sentimentally meaningful music
گوش دادن به موسیقی با معنای عاطفی
to act sentimentally towards a pet
رفتار عاطفی با یک حیوان خانگی
to sing a sentimentally touching song
آهنگ کردن یک آهنگ لمس کننده از نظر عاطفی
to treasure a sentimentally significant memory
ارزش قائل شدن برای خاطره ای مهم از نظر عاطفی
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید