sequestered location
محل منزوی
sequestered jury
هيئت منصفه منزوی
financially sequestered
مالیً منزوی
sequestered witness
شهود منزوی
a wild sequestered spot.
یک مکان خلوت و وحشی.
to sit close together in the sequestered pergola
نشستن نزدیک به هم در سایبان انزوا شده
she is sequestered in deepest Dorset.
او در دورافتادهترین بخش دورست منزوی شده است.
The jury is expected to be sequestered for at least two months.
پیشبینی میشود هیئت منصفه حداقل به مدت دو ماه منزوی بماند.
the artist sequestered himself in his studio for two years.
هنرمند خود را به مدت دو سال در استودیوی خود منزوی کرد.
During autophagy, portions of cytoplasm are sequestered into a double-membrane autophagosome and delivered to vacuole for breakdown.
در طول اتوفاژی، بخشهایی از سیتوپلاسم در یک اتوفاوسوم دو غشایی محصور شده و برای تجزیه به وزیکول تحویل داده میشود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید