sequestered

[ایالات متحده]/sɪ'kwestəd/
[بریتانیا]/sɪ'kwɛstɚd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بازداشت شده، دور از دسترس، آرام، ایزوله

عبارات و ترکیب‌ها

sequestered location

محل منزوی

sequestered jury

هيئت منصفه منزوی

financially sequestered

مالیً منزوی

sequestered witness

شهود منزوی

جملات نمونه

a wild sequestered spot.

یک مکان خلوت و وحشی.

to sit close together in the sequestered pergola

نشستن نزدیک به هم در سایبان انزوا شده

she is sequestered in deepest Dorset.

او در دورافتاده‌ترین بخش دورست منزوی شده است.

The jury is expected to be sequestered for at least two months.

پیش‌بینی می‌شود هیئت منصفه حداقل به مدت دو ماه منزوی بماند.

the artist sequestered himself in his studio for two years.

هنرمند خود را به مدت دو سال در استودیوی خود منزوی کرد.

During autophagy, portions of cytoplasm are sequestered into a double-membrane autophagosome and delivered to vacuole for breakdown.

در طول اتوفاژی، بخش‌هایی از سیتوپلاسم در یک اتوفاوسوم دو غشایی محصور شده و برای تجزیه به وزیکول تحویل داده می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید