serenities

[ایالات متحده]/[ˈserənɪti]/
[بریتانیا]/[ˈsɛrənɪti]/

ترجمه

n. حالت آرامش، آرامگی و خوشبختی؛ احساس آرامش و آرامگی؛ شخصی که آرام و آرامگی دارد.

عبارات و ترکیب‌ها

finding serenities

یافتن آرامش‌ها

lost serenities

آرامش‌های از دست رفته

embracing serenities

پذیرفتن آرامش‌ها

serenity's grace

لطف آرامش

serenity now

آرامش اکنون

seeking serenities

در حال جستجوی آرامش‌ها

past serenities

آرامش‌های گذشته

serenity reigns

آرامش حکم می‌کند

serenity brought

آرامش آورده شده

inner serenities

آرامش‌های داخلی

جملات نمونه

the artist sought to capture the serene landscapes and their inherent serenities.

هنرمند سعی کرد تا مناظر آرام و آرامش‌های ذاتی آنها را ثبت کند.

she found solace in the quiet moments and the surrounding serenities of the countryside.

او در لحظات آرام و آرامش‌های اطراف روستا آرامش یافت.

the yoga retreat promised days filled with meditation and the discovery of inner serenities.

این جایگاه یوگا روزهایی را در پی داشت که پر از مدیتیشن و کشف آرامش‌های داخلی بود.

he appreciated the subtle serenities of a rainy afternoon spent reading a good book.

او آرامش‌های ریز یک بعد از ظهر بارانی که صرف خواندن یک کتاب خوب کرد، را ارزشمند دانست.

the garden offered a sanctuary, a place to escape and bask in the natural serenities.

باغ یک مکان پناهگاهی بود، جایی که می‌توان از دنیای خارج فرار کرد و در آرامش‌های طبیعی غوطه‌ور شد.

the composer aimed to evoke feelings of peace and the gentle serenities of a summer evening.

سازنده موسیقی سعی کرد احساسات آرامش و آرامش‌های ملایم یک شب تابستانی را بیان کند.

despite the chaos, she clung to the memory of the lake's serenities and its calming effect.

در حالی که فریب‌های بی‌نظم وجود داشت، او به یاد آرامش‌های دریاچه و تأثیر آرام‌بخش آن پایبند ماند.

the painting depicted a scene of pastoral beauty, radiating a sense of profound serenities.

نقاشی یک صحنه زیبای روستایی را نمایش داد که احساسی از آرامش‌های عمیق منتشر می‌کرد.

the therapist encouraged her patients to explore their inner lives and uncover hidden serenities.

درمانگر بیماران خود را تشویق کرد تا زندگی داخلی خود را کاوش کنند و آرامش‌های پنهان را کشف کنند.

the couple enjoyed a quiet walk, appreciating the simple serenities of a sunset over the ocean.

زوج در یک پیاده‌روی آرام لذت می‌بردند و آرامش‌های ساده یک غروب خورشید بر روی دریا را ارزیابی می‌کردند.

the author described the forest's serenities, a place of quiet reflection and natural beauty.

نویسنده آرامش‌های جنگل را توصیف کرد، یک مکان برای تفکر آرام و زیبایی طبیعی.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید