serfdoms

[ایالات متحده]/'sɝfdəm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. وضعیت و شرایط یک دهقان; وضعیت و شرایط یک دهقان تحت سیستم دهقانی.

جملات نمونه

Serfdom was a system of labor in medieval Europe.

برده‌داری یک سیستم کار در اروپا در قرون وسطی بود.

The peasants lived in serfdom under the feudal lords.

دهقانان تحت فرمان اربابان فئودال در بردگی زندگی می‌کردند.

Serfdom restricted the freedom of the peasants.

بردگی آزادی دهقانان را محدود می‌کرد.

The abolition of serfdom marked a significant change in society.

لغو بردگی نشان دهنده تغییر قابل توجهی در جامعه بود.

Serfdom was prevalent in many parts of the world in the past.

بردگی در گذشته در بسیاری از نقاط جهان رایج بود.

Serfdom was a form of unfree labor.

بردگی یک شکل از کار بدون آزادی بود.

The decline of serfdom led to changes in the economic structure of society.

کاهش بردگی منجر به تغییراتی در ساختار اقتصادی جامعه شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید