servitude

[ایالات متحده]/'sɜːvɪtjuːd/
[بریتانیا]/'sɝvətud/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. وضعیت بردگی.

جملات نمونه

penal servitude in labor camps.

کار اجباری در اردوگاه های کار.

penal servitude; a penal colony.

مجازات زندان؛ مستعمره مجازات

They may grant you power,honour,and riches but afflict you with servitude,infamy,and poverty.

ممکن است قدرت، افتخار و ثروت به شما اعطا کنند، اما شما را با بردگی، بدنامی و فقر آزار دهند.

Compared to predial servitude,the right to the use of cartilage is more close to servitus personarum in the purpose of legislation,the construction of right and act.

در مقایسه با برده‌داری پیش از دیال، حق استفاده از غضروف به هدف قانون‌گذاری، ساختار حق و عمل، به سرفیتوس پرسوناروم نزدیک‌تر است.

servitude to a cruel master

بندگی یک صاحب بی‌رحم

endured years of servitude

تحمل سال‌ها بردگی

servitude to the monarchy

بندگی سلطنت

servitude to a demanding boss

بندگی یک رئیس سخت‌گیر

servitude to societal expectations

بندگی انتظارات جامعه

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید