serging

[ایالات متحده]/ˈsɜːdʒɪŋ/
[بریتانیا]/ˈsɜrdʒɪŋ/

ترجمه

n. دوخت درشت برای جلوگیری از ریش ریش شدن لبه‌ها
v. شکل حال استمراری از سرژ

عبارات و ترکیب‌ها

serging fabric

پارچه را لبه‌دوزی کردن

serging machine

دستگاه لبه‌دوزی

serging thread

نخ لبه‌دوزی

serging technique

تکنیک لبه‌دوزی

serging edge

لبه‌دوزی شده

serging stitch

دوخت لبه‌دوزی

serging pattern

الگوی لبه‌دوزی

serging seam

درز لبه‌دوزی

serging finish

پایان لبه‌دوزی

serging supplies

لوازم لبه‌دوزی

جملات نمونه

she enjoys serging the edges of her fabric projects.

او از لبه‌دوزی لبه‌های پروژه‌های پارچه‌ای خود لذت می‌برد.

he learned serging techniques in his sewing class.

او تکنیک‌های لبه‌دوزی را در کلاس خیاطی خود یاد گرفت.

serging helps to prevent fraying in garments.

لبه‌دوزی به جلوگیری از پاره شدن لباس کمک می‌کند.

she uses a serging machine for her quilting projects.

او از دستگاه لبه‌دوزی برای پروژه‌های گلدوزی خود استفاده می‌کند.

serging gives a professional finish to sewing projects.

لبه‌دوزی به پروژه‌های خیاطی ظاهری حرفه‌ای می‌دهد.

he prefers serging over traditional sewing for its speed.

او به دلیل سرعت، لبه‌دوزی را بر خیاطی سنتی ترجیح می‌دهد.

she demonstrated how to properly use the serging machine.

او نحوه استفاده صحیح از دستگاه لبه‌دوزی را نشان داد.

after serging, the fabric looks neat and tidy.

پس از لبه‌دوزی، پارچه مرتب و منظم به نظر می‌رسد.

many tailors recommend serging for durability.

بسیاری از خیاطان لبه‌دوزی را به دلیل دوام توصیه می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید