serpentess

[ایالات متحده]//ˈsɜːpəntɪs//
[بریتانیا]//ˈsɜːrpəntɪs//

ترجمه

n. یک زحله ماده.

عبارات و ترکیب‌ها

the serpentess

سُروِّن

serpentess queen

پادشاهه سُروِّن

serpentess goddess

خداوند سُروِّن

serpentess witch

جُرّاد سُروِّن

serpentess priestess

پریست سُروِّن

evil serpentess

سُروِّن شرّی

ancient serpentess

سُروِّن باستانی

dark serpentess

سُروِّن تاریک

two serpentesses

دو سُروِّن

serpentess cave

غار سُروِّن

جملات نمونه

nữ hoàng rắn cai trị đầm lầy bằng cái nhìn quyến rũ của mình.

سرزش کننده زن ماهیگیر با نگاه جذاب خود حوضچه را کنترل می کند.

ancient legends spoke of a serpentess goddess who guarded the sacred pool.

داستان های باستانی درباره یک خداحافظ زن ماهیگیر را که حوضچه مقدس را دفاع می کرد، می گفتند.

the serpentess witch emerged from the mist, her scales shimmering in moonlight.

جادوگر زن ماهیگیر از بخار ظهور کرد، پوست او در نور ماه لامپ می کرد.

a mythical serpentess was said to grant eternal life to those who found her.

گفته می شد که یک زن ماهیگیر افسانه ای به کسانی که او را پیدا می کردند، زندگی بی کران می دهد.

the serpentess guardian coiled around the temple's entrance, protecting its secrets.

مأمور زن ماهیگیر به دور ورودی معبد می پیچید، اسرار آن را حفظ می کرد.

the evil serpentess tricked travelers into following her into the darkness.

زن ماهیگیر شرور سفرکرده را به تاریکی همراهی کرد.

the serpentess shapeshifter could transform into a beautiful woman at will.

زن ماهیگیر تغییر شکل می توانست به زنی زیبا تبدیل شود.

the serpentess oracle predicted the kingdom's future through mystical visions.

پیش بینی زن ماهیگیر از آینده پادشاهی از طریق بینش های مرموز انجام می شود.

the dark serpentess whispered ancient secrets to those brave enough to listen.

زن ماهیگیر تاریک اسرار باستانی را به کسانی که کافی شجاعت داشتند گوش دهند، گویش می کرد.

the serpentess sorceress commanded the power of both poison and magic.

جادوگر زن ماهیگیر قدرت هر دو سم و جادو را فرمان می دهد.

warriors feared the venomous serpentess whose bite brought certain death.

نیروهای مسلح از زن ماهیگیر سمی که گزش او مرگ حتمی را به همراه می آورد، می ترسیدند.

the serpentess queen's court was filled with snake-shaped ornaments and emerald jewels.

دیوان پادشاه زن ماهیگیر با جواهرات سبز و دکوراسیون های شکل زمینی پر شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید