setlines

[ایالات متحده]/ˈsɛtlaɪn/
[بریتانیا]/ˈsɛtlaɪn/

ترجمه

n. یک خط ماهیگیری طولانی با یک سری قلاب‌ها؛ یک خط ماهیگیری طولانی که دارای یک ردیف قلاب‌ها است

عبارات و ترکیب‌ها

setline adjustment

تنظیم خط

setline position

موقعیت خط

setline value

مقدار خط

setline tool

ابزار خط

setline feature

ویژگی خط

setline method

روش خط

setline model

مدل خط

setline control

کنترل خط

setline configuration

پیکربندی خط

setline parameters

پارامترهای خط

جملات نمونه

we need to setline our goals for the project.

ما باید اهداف خود را برای پروژه تعیین کنیم.

it's important to setline the rules before starting the game.

قبل از شروع بازی، تعیین قوانین مهم است.

can you setline the meeting time for tomorrow?

آیا می توانید زمان جلسه فردا را تعیین کنید؟

we should setline a budget for our vacation.

ما باید بودجه ای برای تعطیلات خود تعیین کنیم.

let's setline our priorities for the week.

بیایید اولویت های خود را برای هفته تعیین کنیم.

she will setline the agenda for the conference.

او دستور کار کنفرانس را تعیین خواهد کرد.

we need to setline a timeline for the project.

ما باید یک جدول زمانی برای پروژه تعیین کنیم.

it's essential to setline clear expectations with the team.

تعیین انتظارات واضح با تیم ضروری است.

he decided to setline his boundaries with friends.

او تصمیم گرفت مرزهای خود را با دوستان تعیین کند.

they need to setline their strategy for the competition.

آنها باید استراتژی خود را برای رقابت تعیین کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید