settable

[ایالات متحده]/ˈsɛtəbl/
[بریتانیا]/ˈsɛtəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قابل تنظیم یا تنظیم شدن

عبارات و ترکیب‌ها

settable option

گزینه قابل تنظیم

settable value

مقدار قابل تنظیم

settable parameter

پارامتر قابل تنظیم

settable field

فیلد قابل تنظیم

settable property

ویژگی قابل تنظیم

settable variable

متغیر قابل تنظیم

settable configuration

تنظیمات قابل تنظیم

settable control

کنترل قابل تنظیم

settable attribute

ویژگی قابل تنظیم

جملات نمونه

the thermostat is settable to different temperatures.

ترموستات را می‌توان روی دمای مختلف تنظیم کرد.

he prefers a settable schedule for his work hours.

او ترجیح می‌دهد برای ساعات کاری خود یک برنامه قابل تنظیم داشته باشد.

the software has a settable interface for user preferences.

نرم‌افزار دارای یک رابط قابل تنظیم برای تنظیمات کاربر است.

many devices come with settable options for convenience.

دستگاه‌های زیادی با گزینه‌های قابل تنظیم برای راحتی عرضه می‌شوند.

the alarm clock features a settable volume level.

ساعت زنگدار دارای سطح صدای قابل تنظیم است.

she enjoys a settable workout routine for flexibility.

او از یک برنامه ورزشی قابل تنظیم برای انعطاف پذیری لذت می برد.

the app allows for settable notifications based on user activity.

برنامه به شما امکان ارسال اعلان‌های قابل تنظیم بر اساس فعالیت کاربر را می‌دهد.

the game includes settable difficulty levels for players.

بازی شامل سطوح دشواری قابل تنظیم برای بازیکنان است.

we need a settable budget for our project.

ما به یک بودجه قابل تنظیم برای پروژه خود نیاز داریم.

the camera has a settable focus mode for better shots.

دوربین دارای حالت فوکوس قابل تنظیم برای عکسبرداری بهتر است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید