settlings

[ایالات متحده]/ˈsetlɪŋz/
[بریتانیا]/ˈsetlɪŋz/

ترجمه

n. رسوب یا ته نشینی که در پایین یک مایع تشکیل می‌شود؛ ثابت سازی؛ مهاجرت؛ سکونت گزینی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

coffee settlings

تُه‌نشینی قهوه

wine settlings

تُه‌نشینی شامپاگن

settling tank

槽 تُه‌نشینی

bottom settlings

تُه‌نشینی پایین

chemical settlings

تُه‌نشینی شیمیایی

mud settlings

تُه‌نشینی لای

settling basin

دریچه تُه‌نشینی

juice settlings

تُه‌نشینی عصاره

oil settlings

تُه‌نشینی روغن

settling time

زمان تُه‌نشینی

جملات نمونه

the coffee settlingss settled at the bottom of the cup after being poured.

رسوبات کافئه پس از ریخته شدن در کف کاسه به پایین افتادند.

the settlingss formed a thick layer in the wine glass over time.

رسوبات با گذشت زمان لایه‌ای ضخیم در جِلّه شراب تشکیل دادند.

she strained the settlingss from the fresh orange juice carefully.

او با دقت رسوبات را از نوشیدنی جدید نارنگی جدا کرد.

the settlingss in the pond water indicated high pollution levels.

رسوبات در آب استخر نشان دهنده سطح بالای آلودگی بود.

scientists collected sediment settlingss for laboratory analysis.

دانشمندان رسوبات رسوبی را جهت تحلیل آزمایشگاهی جمع آوری کردند.

the bartender removed the unwanted settlingss before serving the cocktail.

بارISTA قبل از سرو کردن کوکتل رسوبات مورد نظر نبود را حذف کرد.

ancient settlingss at the archaeological site revealed historical artifacts.

رسوبات باستانی در محل باستان شناسی بافتاری‌های تاریخی را آشکار کرد.

the chemical settlingss were hazardous and required special disposal methods.

رسوبات شیمیایی خطرناک بودند و روش‌های خاصی برای ریسیدن آن‌ها لازم بود.

after the rain stopped, settlingss accumulated in the street gutters.

پس از اینکه باران متوقف شد، رسوبات در کانال‌های خیابان جمع شدند.

the technician filtered out all the settlingss from the solution.

فنی‌پرداز تمام رسوبات را از محلول فیلتر کرد.

historical settlingss in the riverbed helped researchers understand the flood patterns.

رسوبات تاریخی در پایه رودخانه به محققان کمک کرد تا الگوهای سیل را درک کنند.

the muddy settlingss made the water unsuitable for drinking.

رسوبات لای‌آلود آب را برای نوشیدن مناسب نکرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید