sevensome

[ایالات متحده]/ˈsɛvənˌsʌm/
[بریتانیا]/ˈsɛvənˌsʌm/

ترجمه

n. یک گروه هفت نفره
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

sevensome fun

سرگرمی هفت نفره

sevensome game

بازی هفت نفره

sevensome group

گروه هفت نفره

sevensome friends

دوستان هفت نفره

sevensome team

تیم هفت نفره

sevensome party

جشن هفت نفره

sevensome outing

گرد هفت نفره

sevensome adventure

ماجراجویی هفت نفره

sevensome trip

سفر هفت نفره

sevensome challenge

چالش هفت نفره

جملات نمونه

we played a fun game of sevensome last night.

ما یک بازی سرگرم کننده به نام هفت نفره را شب گذشته انجام دادیم.

the sevensome strategy requires teamwork and communication.

استراتژی هفت نفره نیاز به کار گروهی و ارتباط دارد.

in the sevensome, everyone has a specific role to play.

در بازی هفت نفره، هر کسی نقش خاصی دارد.

we decided to form a sevensome for the project.

ما تصمیم گرفتیم برای پروژه یک گروه هفت نفره تشکیل دهیم.

the sevensome format made the discussion more dynamic.

فرمت هفت نفره باعث شد بحث پویاتر شود.

each member of the sevensome contributed unique ideas.

هر یک از اعضای گروه هفت نفره ایده های منحصر به فردی ارائه دادند.

we enjoyed a sevensome dinner at the new restaurant.

ما از شام هفت نفره در رستوران جدید لذت بردیم.

the sevensome approach to brainstorming yielded great results.

رویکرد هفت نفره برای بارش مغز نتایج عالی به همراه داشت.

organizing a sevensome can be a fun challenge.

برگزاری یک گروه هفت نفره می تواند یک چالش سرگرم کننده باشد.

we had a great time during our sevensome outing.

ما اوقات خوبی را در سفر هفت نفره خود سپری کردیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید