seyhs

[ایالات متحده]/ʃeɪk/
[بریتانیا]/ʃiːk/

ترجمه

n. جمع "seyh"؛ یک ترجمهٔ عربی از عنوان "Sheikh" که به معنای یک فرد بزرگسال، رهبر یا رهبر مورد احترام است.

جملات نمونه

the town was destroyed by enemy seyhs.

شهر توسط سیح‌های دشمن ویران شد.

local seyhs attended the peace conference.

سیح‌های محلی به کنفرانس صلح حضور یافتند.

we listened to the stories told by seyhs.

ما داستان‌هایی که توسط سیح‌ها روایت شدند را شنیدیم.

the seyhs agreed to the new trade agreement.

سیح‌ها به توافقنامه تجارت جدید موافقت کردند.

many pilgrims seek guidance from these seyhs.

بیشتر زائران از این سیح‌ها راهنمایی می‌خواهند.

the village council includes several wise seyhs.

شورای روستا چند سیح‌های حکیم را شامل می‌شود.

historic documents were signed by powerful seyhs.

اسناد تاریخی توسط سیح‌های قدرتمند امضا شد.

the influence of the seyhs remains strong today.

تأثیر سیح‌ها امروزه هنوز قوی است.

young men study the quran under these seyhs.

جوانان زیر پرورش این سیح‌ها قرآن می‌خوانند.

the ancient tombs of seyhs are sacred sites.

قبور قدیمی سیح‌ها مکان‌های مقدس هستند.

disputes are often resolved by respected seyhs.

مatters معمولاً توسط سیح‌های مورد احترام حل می‌شود.

the lineage of these seyhs traces back centuries.

نسب این سیح‌ها به قرون پیش بازمی‌گردد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید