shadowily

[ایالات متحده]/[ˈʃæd.əʊ.li]/
[بریتانیا]/[ˈʃæd.oʊ.li]/

ترجمه

adv. به روشی مبهم؛ در سایه؛ به طور مخفیانه؛ با پنهانی.

عبارات و ترکیب‌ها

shadowily lit

نورافشانی

shadowily moving

به‌طور مبهم در حال حرکت

shadowily appeared

به‌طور مبهم ظاهر شد

shadowily danced

به‌طور مبهم رقصید

shadowily whispered

به‌طور مبهم زمزمه کرد

shadowily retreated

به‌طور مبهم عقب‌نشینی کرد

shadowily lurking

به‌طور مبهم در کمین نشستن

shadowily obscured

به‌طور مبهم پنهان شده بود

shadowily fading

به‌طور مبهم محو می‌شد

shadowily glanced

به‌طور مبهم نگاه کرد

جملات نمونه

the figure moved shadowily across the moonlit lawn.

شخصیت به صورت مبهم در چمنزار ماهتاب‌دار حرکت می‌کرد.

he shadowily slipped out of the back door.

او به صورت مبهم از در پشتی بیرون خزید.

the politician conducted shadowily negotiated talks.

سیاستمدار مذاکرات مبهم و محرمانه را انجام داد.

the cat stalked its prey shadowily through the tall grass.

گربه به صورت مبهم از میان علف‌های بلند به طعمه خود تعقیب کرد.

the spy operated shadowily within the city.

جاسوس به صورت مبهم در داخل شهر فعالیت می‌کرد.

the old house stood shadowily on the hill.

خانه قدیمی به صورت مبهم روی تپه ایستاده بود.

they shadowily investigated the company's finances.

آنها به صورت مبهم امور مالی شرکت را بررسی کردند.

the dancer moved shadowily across the stage.

رقاص به صورت مبهم در سراسر صحنه حرکت کرد.

the forest loomed shadowily in the distance.

جنگل به صورت مبهم در دوردست ظاهر شد.

the detective followed the suspect shadowily.

مامور پلیس مظنون را به صورت مبهم تعقیب کرد.

the streetlights cast a shadowily glow on the pavement.

چراغ‌های خیابان بر روی پیاده‌رو درخششی مبهم انداختند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید