shadowland

[ایالات متحده]/ˈʃædəʊlənd/
[بریتانیا]/ˈʃædoʊˌlænd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. قلمرو توهمی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

shadowland dreams

رویاهای سرزمین سایه‌ها

shadowland whispers

نجواهای سرزمین سایه‌ها

shadowland echoes

پژواک‌های سرزمین سایه‌ها

shadowland journey

سفر به سرزمین سایه‌ها

shadowland secrets

رازهای سرزمین سایه‌ها

shadowland visions

تصورات سرزمین سایه‌ها

shadowland tales

داستان‌های سرزمین سایه‌ها

shadowland realms

جهان‌های سرزمین سایه‌ها

shadowland paths

مسیرهای سرزمین سایه‌ها

shadowland fate

سرنوشت سرزمین سایه‌ها

جملات نمونه

in the shadowland of dreams, anything is possible.

در سرزمین سایه‌ها، رویاها، هر چیزی ممکن است.

she felt lost in the shadowland of her thoughts.

او احساس گم‌شدگی در سرزمین سایه‌های افکارش کرد.

he wandered through the shadowland, searching for answers.

او در سرزمین سایه‌ها سرگردانی می‌کرد و به دنبال پاسخ‌ها می‌گشت.

the shadowland represents the fears we hide from ourselves.

سرزمین سایه‌ها نمایانگر ترس‌هایی است که از خودمان پنهان می‌کنیم.

in the shadowland, memories linger like ghosts.

در سرزمین سایه‌ها، خاطرات مانند ارواح باقی می‌مانند.

they explored the shadowland of forgotten dreams.

آن‌ها سرزمین سایه‌های رویاهای فراموش‌شده را کاوش کردند.

life often feels like a journey through shadowland.

زندگی اغلب مانند سفری در سرزمین سایه‌ها احساس می‌شود.

the artist painted the beauty of shadowland.

هنرمند زیبایی سرزمین سایه‌ها را نقاشی کرد.

in the shadowland of the forest, secrets are kept.

در سرزمین سایه‌های جنگل، رازها پنهان می‌شوند.

she found solace in the shadowland of her imagination.

او آرامش را در سرزمین سایه‌های تصوراتش یافت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید