shakspere

[ایالات متحده]/ˈʃeɪkspɪə(r)/
[بریتانیا]/ˈʃeɪkspɪr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شاعر انگلیسی؛ شکسپیر
شکل‌های واژه

جملات نمونه

many students study shakspere's works in literature class.

بسیاری از دانش‌آموزان در کلاس ادبیات به آثار شکسپیر می‌پردازند.

the shaksperean sonnet has fourteen lines.

سونت شکسپیری چهارده خط دارد.

shaksperean tragedy often explores human flaws.

تریلی شکسپیری معمولاً با خطاها و نقصان‌های انسانی به دنبال می‌گردد.

actors perform shaksperean drama on stage.

بازیگران در صحنه دрам شکسپیری اجرا می‌کنند.

shakspere's plays are performed worldwide.

نمایش‌های شکسپیر در سراسر جهان اجرا می‌شوند.

scholars analyze shakspere's poetry for hidden meanings.

دانشمندان معانی پنهان اشعار شکسپیر را تحلیل می‌کنند.

the shaksperean era saw great cultural changes.

دوره شکسپیری تغییرات فرهنگی زیادی را شاهد بود.

many films adapt shaksperean stories for modern audiences.

بسیاری از فیلم‌ها داستان‌های شکسپیری را برای مخاطبین مدرن تطبیق می‌دهند.

shaksperean influence can be seen in modern literature.

تأثیر شکسپیری در ادبیات مدرن قابل دیدن است.

teachers introduce students to shaksperean language.

معلمان دانش‌آموزان را با زبان شکسپیری آشنا می‌کنند.

the globe theatre hosts shaksperean performances.

تئاتر گلوب نمایش‌های شکسپیری را میزبانی می‌کند.

readers appreciate shakspere's wit and wordplay.

خوانندگان به دانایی و بازی‌کردن با کلمات شکسپیر ارزش می‌گذارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید