unshaped dough. shapely
خمیر بدون شکل. خوشفرم
however much she ate made no difference to her shapely figure.
هر چقدر هم که میخورد، تأثیری در اندام خوشفرم او نداشت.
her shapely and vimineous fingers was caressing her child, and said to me with a smiling, “ Look at you, a casket's pulp, you are too positive for handling affairs!
انگشتان خوشفرم و پیچیده او کودک خود را نوازش میکرد و با لبخندی گفت: «ببین به چه درخشانی، تو پالپ یک تابوتی، شما برای رسیدگی به امور خیلی مثبت هستید!»
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید