shapleys

[ایالات متحده]/ˈʃæpliz/
[بریتانیا]/ˈʃæpliz/

ترجمه

n. نام خانوادگی؛ شخصی که نام خانوادگی شاپلی دارد (جمع)

عبارات و ترکیب‌ها

always shapleys

همیشه شاپلی

shapleys often

شاپلی‌ها اغلب

shapleys quickly

شاپلی‌ها به سرعت

shapleying well

خوب شاپلی کردن

shapleyed yesterday

دیروز شاپلی کرده بود

never shapleys

هرگز شاپلی نمی‌کند

shapleys perfectly

شاپلی‌ها به طور کامل

shapleying now

در حال شاپلی کردن

shapleys together

شاپلی‌ها با هم

shapleyed before

قبل شاپلی کرده بود

جملات نمونه

she has a shapely figure that attracts attention.

او یک شکل زیبایی دارد که توجه را جذب می‌کند.

the statue depicts a shapely form from ancient times.

نگاره‌ای از یک شکل زیبای دوران باستان را نشان می‌دهد.

her shapely legs were the talk of the party.

پا‌های زیبای او در جشن حرف زیادی را به خود جذب کرد.

the dress emphasized her shapely curves.

پوشاک منحنی‌های زیبای او را تاکید می‌کرد.

he admired the shapely silhouette against the sunset.

او شکل زیبای او را در برابر غروب خورشید تحسین می‌کرد.

the model possessed a naturally shapely body.

مدل دارای یک بدن زیبای طبیعی بود.

her shapely waist was accentuated by the belt.

نطاق زیبای او توسط کمربند تقویت شد.

the artwork captured a shapely pose.

این آثار هنری یک وضعیت زیبایی را ثبت کرد.

she was known for her shapely appearance.

او به دلیل ظاهر زیبای خود معروف بود.

the dancer maintained a shapely posture throughout the performance.

رقصنده در طول اجرا یک وضعیت زیبایی را حفظ کرد.

the garden featured shapely hedges trimmed perfectly.

باغ دارای گیلک‌های زیبایی بود که کامل و زیبایی برش دیده بود.

his shapely features made him stand out in the crowd.

ویژگی‌های زیبای او او را در جمع جمعه متمایز می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید