shatterable

[ایالات متحده]/ˈʃætərəbl/
[بریتانیا]/ˈʃætərəbl/

ترجمه

adj. قابل شکستن یا خرد شدن به تکه‌های فراوان.

عبارات و ترکیب‌ها

shatterable glass

شیشه شکننده

shatterable ice

یخ شکننده

shatterable material

مواد شکننده

shatterable dreams

رویاهای شکننده

shatterable hopes

امیدهای شکننده

shatterable illusions

خیال‌پردازی‌های شکننده

not shatterable

شکننده نیست

easily shatterable

به راحتی شکننده

highly shatterable

بسیار شکننده

more shatterable

بیشتر شکننده

جملات نمونه

the shatterable glass ornaments were carefully packed for the move.

متعلقات شیشه‌ای شکننده به دقت برای جابه‌جایی بسته‌بندی شدند.

children should not play with shatterable objects near windows.

بچه‌ها نباید نزدیک پنجره‌ها با اشیاء شکننده بازی کنند.

the museum replaced all shatterable exhibits with durable replicas.

موزه تمام نمایشگاه‌های شکننده را با نسخه‌های مقاوم جایگزین کرد.

shatterable crystal decanters require gentle handling at all times.

شیشه‌های جیوه‌ای شکننده نیاز به دقت در هر زمان دارند.

the warning label clearly indicated the shatterable nature of the package.

چاپ اخطار به وضوح طبیعت شکننده بسته را نشان می‌دهد.

she avoided shatterable décor items in her earthquake-prone home.

او در خانه‌ای که در معرض زمین‌لرزه قرار دارد، از متعلقات دکوراسیونی شکننده پرهیز کرد.

the shatterable porcelain figurines were kept behind glass cases.

مصنوعات سرامیکی شکننده در پشت جعبه‌های شیشه‌ای نگه داشته شدند.

moving shatterable furniture requires professional packing services.

جابه‌جایی مبلمان‌های شکننده نیاز به خدمات بسته‌بندی حرفه‌ای دارد.

his shatterable reputation was irreparably damaged by the scandal.

معروفیت شکننده او توسط این اسکاندل به طور غیرقابل جبران آسیب دید.

the shatterable peace treaty was signed with much skepticism.

معاهده صلح شکننده با شک‌گری زیاد امضا شد.

display cases protect valuable but shatterable artifacts from damage.

جعبه‌های نمایشگاهی از اشیاء ارزشمند اما شکننده آسیب جلوگیری می‌کنند.

old photographs are shatterable memories that need careful preservation.

عکس‌های قدیمی یادآوری‌های شکننده‌ای هستند که نیاز به حفظ دقیق دارند.

the company produces shatterable safety glass for vehicles.

شرکت شیشه‌های ایمن شکننده برای وسایل نقلیه تولید می‌کند.

he inherited a collection of shatterable antique vases from his grandmother.

او از پدربزرگش یک مجموعه لوازم آراسته باستانی شکننده به ارث برده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید