shawled

[ایالات متحده]/ʃɔːl/
[بریتانیا]/ʃɔl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی روسری یا شال گردن مستطیلی
vt. با روسری یا شال بپیچید

عبارات و ترکیب‌ها

wool shawl

شال پشم

cashmere shawl

شال کشمیر

pashmina shawl

شال پشmina

silk shawl

شال ابریشم

جملات نمونه

She draped the shawl over her shoulders.

او شال را دور شانه‌هایش انداخت.

The shawl was made of soft cashmere.

شال از کشمیر نرم تهیه شده بود.

She wore a colorful shawl to the party.

او یک شال رنگارنگ به مهمانی پوشید.

The shawl kept her warm on the chilly evening.

شال او را در شب سرد گرم نگه داشت.

She wrapped the shawl tightly around her neck.

او شال را محکم دور گردنش پیچید.

The shawl had intricate embroidery on it.

شال دارای گلدوزی های پیچیده بود.

She knitted a shawl for her grandmother.

او یک شال برای مادربزرگش بافت.

The shawl added a touch of elegance to her outfit.

شال ظاهری شیک به لباس او اضافه کرد.

She used the shawl as a makeshift blanket during the picnic.

او از شال به عنوان یک پتو موقت در هنگام پیک نیک استفاده کرد.

The shawl slipped off her shoulders as she danced.

همانطور که او می‌رقصید، شال از شانه‌هایش افتاد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید