sheaf

[ایالات متحده]/ʃiːf/
[بریتانیا]/ʃiːf/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دسته، مجموعه‌ای از چیزهایی که به هم بسته شده‌اند

عبارات و ترکیب‌ها

sheaf of wheat

گلدان گندم

sheaf of papers

گلدان کاغذ

جملات نمونه

a sheaf of papers

یک دسته کاغذ

gathered a sheaf of wheat

یک دسته گندم جمع کرد

a sheaf of arrows

یک دسته تیر

she held a sheaf of flowers

او یک دسته گل در دست داشت

a sheaf of corn

یک دسته ذرت

he carried a sheaf of hay

او یک دسته کاه حمل کرد

a sheaf of letters

یک دسته نامه

a sheaf of thoughts

یک دسته فکر

a sheaf of documents

یک دسته سند

she presented a sheaf of awards

او یک دسته جایزه ارائه داد

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید