| جمع | sheepfolds |
the sheepfold
گوسفنداندار
in the sheepfold
درون گوسفنداندار
sheepfold gate
در گوسفنداندار
near the sheepfold
نزدیک گوسفنداندار
sheepfold area
منطقه گوسفنداندار
sheepfold fence
نرده گوسفنداندار
outside the sheepfold
خارج از گوسفنداندار
sheepfold shelter
پناهگاه گوسفنداندار
from the sheepfold
از گوسفنداندار
sheepfold management
مدیریت گوسفنداندار
the farmer built a new sheepfold for his flock.
کشاورز یک پناهگاه جدید برای گوسفندانش ساخت.
we visited the sheepfold to see the newborn lambs.
ما از پناهگاه گوسفندان دیدن کردیم تا بره های تازه متولد شده را ببینیم.
the sheepfold was located near the river.
پناهگاه گوسفندان در نزدیکی رودخانه قرار داشت.
after the storm, the sheep were safely inside the sheepfold.
بعد از طوفان، گوسفندان به طور ایمن در داخل پناهگاه گوسفندان بودند.
he spent the afternoon cleaning the sheepfold.
او بعد از ظهر را به تمیز کردن پناهگاه گوسفندان گذراند.
the shepherd called the sheep into the sheepfold for the night.
چوپان گوسفندان را برای شب به داخل پناهگاه گوسفندان صدا زد.
they painted the sheepfold to make it more attractive.
آنها پناهگاه گوسفندان را رنگ کردند تا آن را جذاب تر کنند.
the sheepfold was built with sturdy wooden fences.
پناهگاه گوسفندان با نرده های چوبی محکم ساخته شده بود.
every spring, the sheepfold is filled with new life.
هر بهار، پناهگاه گوسفندان با زندگی جدید پر می شود.
sheepdogs help to herd the sheep into the sheepfold.
سگ های چوپان به رانش گوسفندان به داخل پناهگاه گوسفندان کمک می کنند.
the sheepfold
گوسفنداندار
in the sheepfold
درون گوسفنداندار
sheepfold gate
در گوسفنداندار
near the sheepfold
نزدیک گوسفنداندار
sheepfold area
منطقه گوسفنداندار
sheepfold fence
نرده گوسفنداندار
outside the sheepfold
خارج از گوسفنداندار
sheepfold shelter
پناهگاه گوسفنداندار
from the sheepfold
از گوسفنداندار
sheepfold management
مدیریت گوسفنداندار
the farmer built a new sheepfold for his flock.
کشاورز یک پناهگاه جدید برای گوسفندانش ساخت.
we visited the sheepfold to see the newborn lambs.
ما از پناهگاه گوسفندان دیدن کردیم تا بره های تازه متولد شده را ببینیم.
the sheepfold was located near the river.
پناهگاه گوسفندان در نزدیکی رودخانه قرار داشت.
after the storm, the sheep were safely inside the sheepfold.
بعد از طوفان، گوسفندان به طور ایمن در داخل پناهگاه گوسفندان بودند.
he spent the afternoon cleaning the sheepfold.
او بعد از ظهر را به تمیز کردن پناهگاه گوسفندان گذراند.
the shepherd called the sheep into the sheepfold for the night.
چوپان گوسفندان را برای شب به داخل پناهگاه گوسفندان صدا زد.
they painted the sheepfold to make it more attractive.
آنها پناهگاه گوسفندان را رنگ کردند تا آن را جذاب تر کنند.
the sheepfold was built with sturdy wooden fences.
پناهگاه گوسفندان با نرده های چوبی محکم ساخته شده بود.
every spring, the sheepfold is filled with new life.
هر بهار، پناهگاه گوسفندان با زندگی جدید پر می شود.
sheepdogs help to herd the sheep into the sheepfold.
سگ های چوپان به رانش گوسفندان به داخل پناهگاه گوسفندان کمک می کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید