sheepishly

[ایالات متحده]/ˈʃi:pɪʃlɪ/
[بریتانیا]/ˈʃipɪʃlɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به خجالت؛ با خجالت

جملات نمونه

He just stood there, tonguetied and grinning sheepishly.

او همان‌جا ایستاد، گنگ و با خجالت لبخند می‌زد.

He sheepishly admitted his mistake.

او با خجالت اشتباهش را پذیرفت.

Sheepishly, he apologized for being late.

با خجالت، برای دیر رسیدن عذرخواهی کرد.

Sheepishly, she returned the borrowed book.

با خجالت، کتاب قرض گرفته شده را پس داد.

He sheepishly asked for a second chance.

او با خجالت درخواست یک فرصت دوباره کرد.

Sheepishly, he confessed to eating the last cookie.

با خجالت، اعتراف کرد که آخرین بیسکویت را خورده است.

Sheepishly, she explained her absence from the meeting.

با خجالت، غیبت خود را از جلسه توضیح داد.

He smiled sheepishly when caught red-handed.

وقتی در حال دستگیری دیدند، با خجالت لبخند زد.

Sheepishly, he asked for help with his homework.

با خجالت، درخواست کمک برای انجام تکالیفش کرد.

Sheepishly, she admitted to breaking the vase.

با خجالت، اعتراف کرد که گلدان را شکسته است.

He sheepishly returned the lost wallet to its owner.

او با خجالت کیف پول گمشده را به صاحبش پس داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید