sheering

[ایالات متحده]/ˈʃɪərɪŋ/
[بریتانیا]/ˈʃɪrɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. برای اجتناب یا به طور ناگهانی تغییر جهت دادن؛ به طور ناگهانی منحرف شدن یا به شدت چرخیدن
adj. مطلق؛ شیب‌دار؛ کامل

عبارات و ترکیب‌ها

sheering wind

وزش باد

sheering force

نیروی برش

sheering action

عمل برش

sheering stress

تنش برشی

sheering edge

لبه برش

sheering tool

ابزار برش

sheering plate

صفحه برش

sheering machine

دستگاه برش

sheering process

فرآیند برش

sheering operation

عملیات برش

جملات نمونه

sheering sheep is an essential part of wool production.

حلق کردن گوسفند بخش ضروری تولید پشم است.

the farmer is sheering the flock in preparation for winter.

کشاورز در آماده‌سازی برای زمستان، گله را در حال حلق کردن است.

sheering requires skill to avoid hurting the animals.

حلق کردن نیاز به مهارت دارد تا از آسیب رساندن به حیوانات جلوگیری شود.

after sheering, the wool needs to be cleaned and sorted.

پس از حلق کردن، پشم نیاز به تمیز کردن و مرتب‌سازی دارد.

many farmers attend workshops to improve their sheering techniques.

بسیاری از کشاورزان برای بهبود تکنیک‌های حلق کردن خود در کارگاه‌ها شرکت می‌کنند.

sheering season usually occurs in late spring.

فصل حلق کردن معمولاً در اواخر بهار اتفاق می‌افتد.

proper sheering can enhance the quality of the wool.

حلق کردن مناسب می‌تواند کیفیت پشم را افزایش دهد.

sheering can be a labor-intensive process.

حلق کردن می‌تواند یک فرآیند پرزحمت باشد.

veterinarians often advise on the best practices for sheering.

دامپزشکان اغلب در مورد بهترین روش‌ها برای حلق کردن توصیه می‌کنند.

sheering tools must be regularly maintained for efficiency.

ابزارهای حلق کردن باید به طور منظم تعمیر و نگهداری شوند تا کارایی داشته باشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید