shellacking

[ایالات متحده]/ʃəˈlæk.ɪŋ/
[بریتانیا]/ʃəˈlæk.ɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شلاق زدن; یک شکست کامل; کتک زدن

عبارات و ترکیب‌ها

shellacking defeat

شکست سنگین

shellacking loss

شکست سنگین

shellacking victory

پیروزی قاطع

shellacking game

بازی سنگین

shellacking score

امتیاز سنگین

shellacking performance

عملکرد سنگین

shellacking review

بررسی سنگین

shellacking criticism

انتقاد سنگین

shellacking defeatist

غمگین از شکست

shellacking statement

اظهار نظر سنگین

جملات نمونه

the team received a shellacking in the last game.

تیم در بازی آخر شکست سختی متحمل شد.

after the shellacking, the coach had to rethink his strategy.

پس از آن شکست سنگین، مربی مجبور شد استراتژی خود را دوباره بررسی کند.

he gave his opponent a shellacking during the match.

او در طول مسابقه، حریف خود را با شکست سختی مواجه کرد.

the shellacking they took was hard to forget.

شکستی که متحمل شدند، فراموش کردن آن سخت بود.

fans were disappointed by the shellacking their team took.

هواداران از شکست سنگینی که تیمشان متحمل شد ناامید شدند.

she felt embarrassed after receiving a shellacking in public.

او پس از دریافت شکست سنگین در ملاء عام، شرمسنده احساس کرد.

the shellacking in the press was relentless.

تبلیغات رسانه ای علیه آنها بی امان بود.

they were hoping to avoid another shellacking this season.

آنها امیدوار بودند که از متحمل شدن شکست دیگری در این فصل جلوگیری کنند.

the shellacking left the players demoralized.

شکست سنگین باعث دلسردی بازیکنان شد.

after a shellacking like that, changes were inevitable.

پس از چنین شکست سنگینی، تغییرات اجتناب ناپذیر بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید