shellburst

[ایالات متحده]/ˈʃɛl.bɜːst/
[بریتانیا]/ˈʃɛl.bɜrst/

ترجمه

n. انفجار یک پوسته; ترکیدن یک پوسته
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

shellburst attack

حمله انفجاری

shellburst effect

اثر انفجاری

shellburst pattern

الگوی انفجاری

shellburst damage

آسیب انفجاری

shellburst weapon

سلاح انفجاری

shellburst radius

شعاع انفجاری

shellburst simulation

شبیه‌سازی انفجار

shellburst mechanism

مکانیزم انفجار

shellburst technology

فناوری انفجار

shellburst analysis

تجزیه و تحلیل انفجار

جملات نمونه

the shellburst echoed through the valley.

طنین انفجار در دره پیچید.

we witnessed a spectacular shellburst during the show.

ما شاهد انفجاری دیدنی در طول نمایش بودیم.

after the shellburst, the landscape changed dramatically.

پس از انفجار، چشم انداز به طور چشمگیری تغییر کرد.

the soldiers took cover after the shellburst.

سربازان پس از انفجار خود را در پناهگاه قرار دادند.

he described the shellburst as terrifying.

او انفجار را وحشتناک توصیف کرد.

the shellburst left a large crater in the ground.

انفجار یک گودال بزرگ در زمین ایجاد کرد.

they recorded the sound of the shellburst for analysis.

آنها صدای انفجار را برای تجزیه و تحلیل ضبط کردند.

the shellburst was a reminder of the ongoing conflict.

انفجار یادآور درگیری های مداوم بود.

following the shellburst, the area was declared unsafe.

پس از انفجار، منطقه ناامن اعلام شد.

the shellburst illuminated the night sky.

انفجار آسمان شب را روشن کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید