| قسمت سوم فعل | shepherdessed |
| جمع | shepherdesses |
rural shepherdess
چوپان روستایی
The shepherdess led her flock of sheep to graze in the meadow.
چوپان زن گله گوسفندان خود را به چراگاه در چمنزار هدایت کرد.
The shepherdess used a crook to guide her sheep.
چوپان زن از یک چوبک برای هدایت گوسفندانش استفاده کرد.
The shepherdess wore a straw hat to shield her face from the sun.
چوپان زن یک کلاه حصیری به سر کرد تا صورتش را از نور خورشید محافظت کند.
The shepherdess whistled a tune to call her sheep back.
چوپان زن یک ملودی را برای بازگرداندن گوسفندانش سوت زد.
The shepherdess lived a simple life in the countryside.
چوپان زن زندگی ساده ای در روستا داشت.
The shepherdess knitted woolen socks during the winter months.
چوپان زن در طول ماههای زمستان جورابهای پشمی بافت.
The shepherdess carried a water bottle to stay hydrated while tending to her flock.
چوپان زن یک بطری آب حمل کرد تا در حالی که از گله مراقبت میکرد، هیدراته بماند.
The shepherdess built a small shelter for her sheep to seek refuge from the rain.
چوپان زن یک پناهگاه کوچک برای گوسفندانش ساخت تا از باران پناه بگیرند.
The shepherdess sang traditional folk songs while watching over her flock.
چوپان زن در حالی که از گله مراقبت میکرد، آهنگهای محلی سنتی میخواند.
The shepherdess relied on her loyal sheepdog to help protect the flock.
چوپان زن به سگ وفادار گوسفندش تکیه کرد تا به محافظت از گله کمک کند.
rural shepherdess
چوپان روستایی
The shepherdess led her flock of sheep to graze in the meadow.
چوپان زن گله گوسفندان خود را به چراگاه در چمنزار هدایت کرد.
The shepherdess used a crook to guide her sheep.
چوپان زن از یک چوبک برای هدایت گوسفندانش استفاده کرد.
The shepherdess wore a straw hat to shield her face from the sun.
چوپان زن یک کلاه حصیری به سر کرد تا صورتش را از نور خورشید محافظت کند.
The shepherdess whistled a tune to call her sheep back.
چوپان زن یک ملودی را برای بازگرداندن گوسفندانش سوت زد.
The shepherdess lived a simple life in the countryside.
چوپان زن زندگی ساده ای در روستا داشت.
The shepherdess knitted woolen socks during the winter months.
چوپان زن در طول ماههای زمستان جورابهای پشمی بافت.
The shepherdess carried a water bottle to stay hydrated while tending to her flock.
چوپان زن یک بطری آب حمل کرد تا در حالی که از گله مراقبت میکرد، هیدراته بماند.
The shepherdess built a small shelter for her sheep to seek refuge from the rain.
چوپان زن یک پناهگاه کوچک برای گوسفندانش ساخت تا از باران پناه بگیرند.
The shepherdess sang traditional folk songs while watching over her flock.
چوپان زن در حالی که از گله مراقبت میکرد، آهنگهای محلی سنتی میخواند.
The shepherdess relied on her loyal sheepdog to help protect the flock.
چوپان زن به سگ وفادار گوسفندش تکیه کرد تا به محافظت از گله کمک کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید